دست نوشته های خودمونی امیر شیرین زاده

آنچه در دیدگاه یک روانشناس جوان و بلند پرواز، به بینش و روانکاوی نیاز دارد.

دست نوشته های خودمونی امیر شیرین زاده

آنچه در دیدگاه یک روانشناس جوان و بلند پرواز، به بینش و روانکاوی نیاز دارد.

نوشتن وسیله ای کارآمد برای تخلیه هیجانات و احساسات فردی است. من نیز از نظر تیپ شخصیتی ، فردی برونگرا و هیجانی هستم. همچنین علاقه زیادی به موضوعات خارج از روانشناسی هم دارم. اینجا را برای نوشته های شخصی ام و تحلیه افکار و هیجانی ام قرار دادم. سالها پیش بزرگی به من گفت: نه خودت را جدی بگیر و نه زندگی را. شما هم اگر اینجا را خواندید نه نوشته های من را جدی بگیرید و نه زندگی شخصی ام را. اگر مایل به خواندن نوشته های علمی و روانشناختی بنده بودید، به سایت مرکز به ادرس DrRavanshenas.com و یا روزنامه آرمان امروز صفحه شانزدهم سر بزنید.

آخرین نظرات

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عدالت» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰
عید و تعطیلات نوروزی زمان مناسبی برای دیدن فیلم ها و سریالهای مطرح جهان است. که به طبع در راس آنها فیلم ها و سریالهای آمریکای جهانخوار و ستمگر قرار داره. سریال فارگو را یک سال پیش دیده بودم. البته فصل یک و دو آن را. اما از آنجایی که فصل یک بسیار جذاب و دیدنی و فصل دو افت در فضای دیگری تهیه شده بود، چندان خوشم نیامد و لذتم را در دوباره دیدن همان فصل یک جمع کردم و سراغ فصل سوم نرفتم. اما دو روز پیش وسوسه شدم و در یک طرح ضربتی بیست و چهارساعته، کل سریال را تماشا کردم. 
انصافاً سریال خوبی است. علی الخصوص اینکه کارگردان مدعی است اتفاقات فیلم واقعی است. هر چند غلو های محسوسی هم در این جریان وجود دارد. اما به هر حال به نظر می رسد این سریال را باید دید. 
از نظر روانشناسی، شخصیت های وسواسی ، ضد اجتماعی و منفعل پرخشگر را می توان مشاهده کرد. همچنین فیلم با مفاهیمی چون عدالت، خشم، حسرت، انسانیت، سواستفاده و ... به خوبی ارتباط برقرار می کند.
گذشته از مفاهیم و روانشناسی فیلم، چیزی که بسیار ذهنم را درگیر کرد یک مفهوم انتزاعی است. عدالت!. از ابتدایی که انسان دو پا جنگل را ترک کرد و به نوعی تبدیل به نئاندرتال ها شد، به دنبال مفهوم عدالت بوده است. ( شایدم قبل تز ). اما به نظر می رسد در موضوع عدالت بسیار ناموفق بوده ایم. 
در فیلم فارگو ، بر خلاف بسیاری از فیلم های دیگر، متهم ردیف اول که گویا یک افسر بازپرس زمان نازی است، با پول بسیار زیادی از دست قانون و عدالت در می رود و الباقی افرادی که نقش های کمتری داشته اند، هر کدام به نوعی سرنوشت بدی را تجربه می کنند. داشتم فکر می کردم در دنیای واقعی هم تقریباً چنین است. مثلاً شما همین خاوری را ببینید. میلیاردها پول از کشور دزدید و به راحتی در کانادا زندگی می کند. 
تازه دکتر اوحدی میگفت توی یکی از مجله های آلمان عکس پسرش رو زدن به عنوان کارآفرین نمونه !
حتی اگر از حق نگذریم، بسیاری از اتفاقاتی که سبب پیوستن مردم به موج انقلاب 57 شد، همین مفهوم عدالت خواهی و بی عدالتی گریزی بود. هر چند آنچه در عمل می بینیم کاملاً متفاوت است. فعلاً که رانت و مقام و چهره ، جای عدالت و شایستگی را گرفته.
البته کار به اینجا هم ختم نشد و کلی در مورد رابطه عدالت و دین هم فکر کردم. به نظر می رسه بین این دو هم یک رابطه علت و معلولی وجود دارد. گویی اگر این نبود، دیگری پیدا نمی شد و یا خیلی زودتر از این قرن ها رخت بر می بست. مثلاً در کشورهایی که توانسته اند مفهوم عدالت را اجرا کنند می توانیم این را ببینیم. کشورهایی که در اجرای مفهوم عدالت موفق تر بوده اند، کمتر دین گرایی دارند. و برعکس کشورهای جهان سومی که نتوانستند قانون و عدالت را جاری کنند گویی گرایش به سمت دین و علی الخصوص روز قیامت بیشتر است.
نمی دانم. شاید عدالت تنها یک مفهوم انتزاعی و غیر قابل پیاده سازی باشد.
پیشنهاد می کنم فیلم فارگو را با نگرسی به عدالت و انتقام ببینید.

  • امیر (یاشار) شیرین زاده