دست نوشته های خودمونی امیر شیرین زاده

آنچه در دیدگاه یک روانشناس بلند پرواز، به بینش و روانکاوی نیاز دارد.

دست نوشته های خودمونی امیر شیرین زاده

آنچه در دیدگاه یک روانشناس بلند پرواز، به بینش و روانکاوی نیاز دارد.

نوشتارهای این وبلاگ، تنها برای تخلیه افکار و هیجانات خودم ساخته شده است. مطالب علمی و تخصصی و همینطور فعالیت های اصلی ام را در سایت زیر دنبال کنید:
www.Shirinzadeh.com

آخرین نظرات

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «آزار جنسی» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

در چند روز اخیر ماجرای قتل بابک خرمدین، و همینطور قتل خواهر و داماد خانواده، در شبکه های احتماعی دست به دست می شود و سبب اندوه و خشم بسیاری از مردم شده است. شواهد می گوید که یک پدر سالمند به همراه همسرش، این سه قتل را انجام داده اند. معمولا چنین مواردی همراه با شایعات و حدسیاتی است که نمی توان به راحتی به اصل قضیه پی برد و بیشتر بر مبنای شواهد سطحی ارائه شده، ارزیابی می شود. بنابراین با توجه به اندک چیزی که می دانم و بسیاری از آنچه نمی دانم، این متن را نگارش می کنم.

چرا پدر بابک خرمدین فرزندش را کشت؟!

مشکلات رشد و شخصیت انسان، به دسته های مختلفی تقسیم می شود. اگر این مشکلات شخصیتی، بسیار جدی و حاد باشد، تبدیل به اختلالات شخصیت یا Personality Disorders می شود.
یکی از اختلالات شخصیت که به نظر می رسد در وجود پدر بابک وجود داشته است، اختلال شخصیت ضداجتماعی یا Anti Social Personality Disorder است. اختلال شخصیت ضد اجتماعی از دو عامل ژنتیک و رشد به وجود می آید.
بزرگترین ویژگی این اختلال شخصیت، نداشتن توانایی درک احساس درد و رنج دیگران ،و نداشتن احساس عذاب وجدان است. از نظر نوروساینس، نازکتر بودن بخش هایی از کورتکس مغز، سبب چنین مشکلی می شود. بنابراین با اینکه برای دیگران بسیار جای تعجب دارد که چرا والدین بابک خرمدین احساس عذاب وجدان ندارند؟، این موضوع در علم نوروساینس قابل درک است. آنها از نظر ساختار مغزی، با دیگران تفاوت هایی دارند. تفاوت هایی که دو عامل ژنتیک، و دوران کودکی و رشد، بر آنها تحمیل کرده است.
موضوع دیگری که از نظر روانشناختی قابل بررسی است، باورهای افراد است. در بیشتر موارد باورهایی که با آنها بزرگ شده ایم و به آنها معتقد هستیم، رفتارهایمان را شکل می دهد. بنابراین باورهای قاتل، در تصمیم به قتل موثر بوده است. این نکته را در نظر داشته باشیم که هر چقدر یک "باور" برایمان مهم تر و بزرگتر باشد، به طبع واکنش و رفتاری که در خصوص آن باور انجام می دهیم نیز، جدی تر خواهد بود.

باور به آبروریزی، زمینه ساز قتل بابک خرمدین و خواهر

بر طبق گفته پدر بابک، هم فرزندان و هم داماد خود را به دلیل «فساد اخلاقی» به قتل رسانده است. در واقع او معتقد است که برخی رفتارها، سبب فساد اخلاقی و «آبرو ریزی» می شود. باورهایی که قاتل در خصوص فساد اخلاقی و یا آبرو داشته و با آنها بزرگ شده، نقش بسیار پررنگی در این قتل دارد. از نظر قاتل، اعتیاد به مواد مخدر و یا رابطه جنسی خارج از ازدواج، نه یک مشکل، بلکه یک بی آبرویی بزرگ است. به نظر می رسد موضوع حرف مردم، و اینکه دیگران در مورد ما یا فرزندانمان چه فکر می کنند، بسیار برای قاتل مهم بوده است! 

نگاه امنیتی به خشونت خانگی و آزار جنسی

از دیگر ابعاد این قتل های زنجیره ای که بسیار به حاشیه رفته است، موضوع تجاوز و آزارهای جنسی خانگی و همینطور آزار و اذیت سالمندان است. اینکه واقعاً پدر به دختر خود تجاوز کرده است و یا خیر، و یا بابک پدر و مادر خود را آزار جسمی داده است و یا خیر، در ابهام است اما رخ دادن چنین مواردی چندان دور از انتظار نیست. شاید برای مردم عادی شنیدن چنین رویدادهایی یکی دو بار در طول عمرشان باشد، اما برای روانشناسان، روانپزشکان، مددکاران اجتماعی و .... داستانی کاملاً آشناست. تقریباً هر شخصی که در حوزه سلامت روان، کار می کند، بارها این موارد را شنیده و از وجود چنین مشکلاتی آگاه است. 

متاسفانه حکومت و همینطور دولت ها، چنین مواردی را با رویکردهای امنیتی دنبال می کنند. برای همین است که هیچ آمار دقیقی از چنین مواردی نداریم و یا اگر هم کار پژوهشی و ... انجام شود، به تاریکخانه ها می رود. لازم است دولت ها و حکومت، رویکرد خود را در قبال آزارجنسی خانگی و خشونت خانگی تغییر دهد. این موضوعات، مواردی است که در تمام کشورهای دنیا، گذشته از نوع حکومت صورت می گیرد و اولین قدم برای اصلاح و درمان این زخم ها، داشتن آمار و بررسی دقیق موضوع است.

داشتن خانه های امن برای زنان، کودکان، سالمندان و همینطور معلولین جسمی و روانی که در معرض خشونت خانگی و آزارهای جنسی قرار دارند و همینطور فعال تر کردن اورژانس اجتماعی بسیار ضروری است. 

  • امیر (یاشار) شیرین زاده
  • ۰
  • ۰

واقعه ستایش قریشی ، کودک شش ساله افغانی تبار مقیم ایران، یکی از فاجعه انگیزترین وقایع سال 95 می باشد. بدون شک هر فردی گذشته از هر گرایش مذهبی و فکری، پس از شنیدن این خبر در بهت و تعجب فرو می رود. هر چند در تمامی آسیب دیدگی های اجتماعی بدون شک جامعه نقشی بسیار بزرگ و البته نادیده را در بر دارد اما اقدامات هر خانواده نیز می تواند گامی مهم و اساسی در پیشگیری از آسیب پذیری این فرشته های کوچک شود.



به بهانه واقعه ستایش و این قتل دلخراش توسط این جوان بیمار، بسیاری از سایت های اینترنتی اقدام به مجموعه مقالاتی پیرامون تربیت جنسی کودک و پیشگیری از تجاوز جنسی نموده اند. یکی از بهترین مقالاتی که در این چند روز اخیر شاهدش بودم، نوشته سایت رادیو زمانه به قلم خانوم نیلوفر جعفری بود. با توجه به اشتباه فیل تر بودن این سایت لازم دیدم تا این مقاله علمی را مجدد بازنشر دهم. با مطالعه در خصوص راههای پیشگیری از تجاوز جنسی به کودکان و انتشار فیلم هایی چون هیس ! دخترها فریاد نمی زنند، می توان از بروز چنین وقایعی پیشگیری کرد.

-----------------------------------------

تجربه‌های خشونت و آزارهای جنسی از سنین کم شروع می‌شوند. هر کسی ممکن است در معرض شکلی از خشونت جنسی قرار بگیرد. این اتفاق می‌تواند برای کودکان بیفتد؛ فارغ از جنسیت، نژاد، موقعیت مالی، سیاسی، فرهنگی یا مذهبی.

این حادثه تلخی است که بارها و بارها رخ داده است. تجربه خشونت جنسی در کودکی، ترومایی است که به سختی از یاد می‌رود و ترمیم می‌شود. هیچ راه مطلقی برای مراقبت از کودکان در برابر آزارهای جنسی وجود ندارد اما بدون شک راه‌هایی هست که احتمال وقوع آزار جنسی را کم می‌کند. برای مراقبت و محافظت از کودک، ابتدا باید بپذیرید که وقتی چنین اتفاقی می‌افتد، تنها بی‌گناه این حادثه کودک است.

متاسفانه، بیشتر کودکان آزارهای جنسی را از والدین و اطرافیان مخفی نگه می‌دارند چون این تجربه ترسناکی است که با سردرگمی و احساس گناه همراه است. فرد آزارگر قربانی را دچار شرم می‌کند. او کودک را تهدید می‌کند که بیان این راز به او آسیب می‌زند. به همین دلیل مهم است که به کودک یاد بدهید بدون ترس و شرم از بیان هر موقعیتی که او را دچار هراس و سردرگمی کرده است, نترسد. اما شما نمی‌توانید به سادگی یک کودک را به بیان احساسات وادار کنید، ان هم در شرایطی که نقش فعالی در زندگی کودک‌تان ندارید. مشارکت فعال در زندگی و روابط یک کودک او را از خیلی از خطرات در امان نگه می‌دارد، شما چیزهای بیشتری از زندگی، افکار و روحیات کودک‌تان می‌فهمید وارتباط موثری با او برقرار خواهید کرد. وقتی از مشارکت فعال در زندگی یک کودک حرف می‌زنیم, به مراقبت و نگهداری‌های معمول و روزمره مثل فراهم کردن غذا و لباس اشاره نمی‌کنیم. مشارکت فعال یعنی کودک را در دنیای خودش رها نکنید. وقتی در زندگی کودک‌تان حضور کافی داشته باشید نشانه‌های هر مشکل یا مساله‌ای (در این بحث نشانه‌های خشونت جنسی) را راحت‌تر تشخیص می‌دهید و احتمال این‌ که کودک از خطر به شما پناه بیاورد بیشتر است. زمانی که کودک نگرانی‌اش را مطرح کند شما می‌توانید بیشتر مراقب باشید. برای مشارکت موثر این طور پیش بروید:

ـ  به زندگی و فعالیت‌های روزانه کودک علاقه نشان بدهید. از او بپرسید در طول روز در مدرسه یا خانه چه کرده است؟ با چه کسانی بوده؟ با چه کسی غذا خورده و چه بازی‌هایی کرده است؟ از او بپرسید روز خوبی داشته یا نه.

ـ آدم‌های زندگی کودک‌تان را بشناسید. خوب است بدانید او چه دوستانی دارد و روابطش چطور پیش می رود. فقط به این اندازه اکتفا نکنید؛ نظر کودک را درباره افراد فامیل یا دوستان‌تان بپرسید. اینکه چه کسی را بیشتر دوست دارد، در کنار کدام خاله یا عمه احساس آرامش می‌کند و با چه کسانی نمی‌تواند ارتباط برقرار کند. دلیل اینکه او از فرد خاصی در میان دوست و فامیل خوشش نمی‌آید را هم بپرسید.

ـ مراقب و پرستار خوبی انتخاب کنید. اگر لازم است کودک را در طول روز به دست کسی بسپارید باید به اندازه کافی به این فرد اعتماد داشته باشید، فرقی نمی‌کند مراقب پدر و مادر‌تان باشد یا دوست و یک پرستار موقت. آدم مطمئن را با آگاهی انتخاب کنید؛ یعنی به شکل ارتباط این فرد با کودکان، احساس خودتان و سلامت روانی فرد توجه کنید. علاوه بر این به رابطه کودک با معلم مدرسه هم توجه کنید.

ـ از رسانه‌ها با کودک حرف بزنید.  متاسفانه خبرهای خشونت در رسانه‌ها فراوان است. بعید نیست کودک ۱۰ساله‌تان هم خبر قتل یا تجاوزی را شنیده باشد. این فرصتی است که می‌توانید از آن برای گفت‌وگو درباره خشونت استفاده کنید. برای کودکان کوچک‌تر شروع یک مکالمه درباره تجاوز و قتل ممکن نیست. به طور کلی حرف زدن درباره خشونت جنسی با کودک خردسال آسان نیست. برای شروع با یک جست‌وجوی ساده اینترنتی می‌توانید انواع ویدئوهای اموزش مراقبت‌های جنسی و جسمی را پیدا کنید و به کودک نشان بدهید و نکته‌های لازم را توضیح بدهید.

کودکان بیشتر از این که درباره اندوه‌شان حرف بزنند، آن را نشان می‌دهند. برای تغییر رفتار کودک دلایل زیادی وجود دارد اما اگر شما ترکیبی از این نشانه‌های هشدار را می‌بینید، خطر را جدی بگیرید:

ـ  کودک با اسباب‌‌بازی و اشیا رفتار جنسی می‌کند.

ـ کودک دچار کابوس‌های شبانه است.

ـ بیش از حد مرموز است.

ـ خلق‌وخویش به یک باره تغییر کرده است؛ احساس ناامنی می‌کند و از قرار گرفتن در محیط خاصی هراس دارد از فرد خاصی می‌ترسد و دچار شب‌ادراری است.

ـ بیش از اندازه خشمگین است.

ـ عادت‌های عجیب غذایی پیدا کرده است.

ـ به خودش آسیب جسمی می‌زند.

ـ در بدنش جای زخم، سوختگی و التهاب وجود دارد.

ـ از خانواده فرار می‌کند.

ـ از ماندن در جمع خاصی هراس دارد.

این نشانه‌ها به این معنی نیست که کودک حتما در معرض خشونت شدید جنسی قرار گرفته است؛ این تغییرات رفتاری و روحی می‌تواند در اثر جدایی والدین، مرگ اعضای خانواده، مشکلات تحصیلی و هر تجربه دردناک دیگری نیز ظاهر شوند. اما در هر صورت مهم و جدی هستند. در عین حال بسیاری از کودکانی که با خشونت‌ها و آزارهای جنسی رایج در جامعه مواجهه می‌شوند تغییرات جدی رفتاری ندارند. بسیاری از کودکان در برابر آزارهای جنسی مثل دست‌مالی شدن، متلک‌ها، نمایش آلت تناسلی و تهدیدهای جنسی دیگران سکوت می‌کنند و رفتارشان تغییر نمی‌کند. با این حال این وظیفه شما‌ست که رابطه‌ای با فرزندتان شکل بدهید که او بدون ترس تجربه‌اش را با شما درمیان بگذارد.

کودک مثل هر فرد بزرگسالی اگر شنونده خوبی پیدا کند، حتما حرف می‌زند. از همان زمانی که کودک مهارت حرف زدن درباره احساسات را پیدا کرد گفت‌وگو را  شروع کنید.

کودک را با حریم خصوصی و به ویژه حریم بدنش آشنا کنید. به او بگویید که در برابر هر بوسه و آغوشی که برایش ناخوشایند است حق اعتراض دارد. این می‌تواند حتی از احساس ناخوشایند بوسه‌های پدر به خاطر ریش صورتش باشد یا ناراحتی در فشار آغوش مادربزرگ. حق اعتراض کودک در برابر بوسه‌های پدر یا مادر به او این اقتدار را می‌دهد که به راحتی در موقعیت‌های نامطمئن و ناراحت کننده مطابق خواسته خودش عمل کند و مانع مزاحمت دیگران بشود.

خجالت نکشید و درباره اندام‌های بدن کودک با او حرف بزنید. آنها را معرفی‌ کنید و عملکردش را به کودک یاد بدهید. کودک فقط چشم و گوش و بینی ندارد، سکوت شما درباره اندام‌ جنسی کودک برای او مرزی ایجاد می‌کند که در صورت مواجهه با مشکل هرگز وارد آن نمی‌شود.

حتما به خودتان می‌گویید چه کسی امن‌تر از پدر یا مادر؟ اما آزارگران با تهدید قربانی او را مجبور به سکوت می‌کنند. فرد آزارگر ممکن است از شما مایه بگذارد و او را تهدید کند که افشای این راز حتما عواقب بدی برای کودک از سوی شما خواهد داشت. این فقط شما هستید که می‌توانید این تهدید را از پیش خنثی کنید. همیشه به کودک یادآوری کنید که هرگز او را به خاطر مشکلی که دارد مقصر نمی‌دانید و او از بیان مساله به دردسر نمی افتد.

در پایان یادآور می شوم مقاله فوق به قلم خانوم نیلوفر جعفری و در وبسایت رادیو زمانه منتشر شده است. همچنین دیدن فیلم SPOTLIGHT که جایزه اسکار امسال را هم از آن خود کرد و فیلم ایرانی هیس ، دخترها فریاد نمی زنند شدیداً توصیه می شود.

  • امیر (یاشار) شیرین زاده