دست نوشته های خودمونی امیر شیرین زاده

آنچه در دیدگاه یک روانشناس جوان و بلند پرواز، به بینش و روانکاوی نیاز دارد.

دست نوشته های خودمونی امیر شیرین زاده

آنچه در دیدگاه یک روانشناس جوان و بلند پرواز، به بینش و روانکاوی نیاز دارد.

نوشتن وسیله ای کارآمد برای تخلیه هیجانات و احساسات فردی است. من نیز از نظر تیپ شخصیتی ، فردی برونگرا و هیجانی هستم. همچنین علاقه زیادی به موضوعات خارج از روانشناسی هم دارم. اینجا را برای نوشته های شخصی ام و تحلیه افکار و هیجانی ام قرار دادم. سالها پیش بزرگی به من گفت: نه خودت را جدی بگیر و نه زندگی را. شما هم اگر اینجا را خواندید نه نوشته های من را جدی بگیرید و نه زندگی شخصی ام را. اگر مایل به خواندن نوشته های علمی و روانشناختی بنده بودید، به سایت مرکز به ادرس DrRavanshenas.com و یا روزنامه آرمان امروز صفحه شانزدهم سر بزنید.

آخرین نظرات

۱۸ مطلب با موضوع «سینما و تئاتر و موسیقی» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

سریال آینه های سیاه

چند روزه یک سریال جدید پیدا کردم. چه سریالی! تم تمامی قسمت های اون نقد تکنولوژی و آنچه ممکنه هوش مصنوعی بر سر انسان بیاورد است.

خوبیش اینکه هر قسمتش 45 دقیقه هست و وقتی تموم میشه، دیگه به قبل و بعدش ارتباطی نداره!

یعنی برای منی که وقت نمیکنم پشت سر هم ببینم خیلی خوبه، مضووع فراموش نمیشه

تا اینجای کار فصل یک قسمت سوم با موضوع خیانت، و همینطور قسمت اول فصل دوم با موضوع مرگ و سوگ، خیلی جالب بود. هر چند بقیه قسمت ها هم ارزش دیدن داره.

سری به آینه های سیاه بزنید:

سریال آینه های سیاه در نت فلیکس

لینک سریال در IMDB

 

  • امیر (یاشار) شیرین زاده
  • ۰
  • ۰

دیشب کمی سرما خورده بودم و ساعت خوابم طبق معمول به هم ریخته! گفتم وقت رو غنیمت بشمارم و فیلم ببینم. یکی از مراجعینم لطف کرده بود چند تا استندآپ کمدی برام اورده بود. یکی دو تا از اونها رو دیدم ولی حقیقتاً توی سرماخوردگی حس خنده هم نبود. بیشتر دنبال گیر دادن به ی چیزی بودم تا خندیدن!

خلاصه سرتون رو درد نیارم. نزدیم چند ساعت گشتم و گشتم و گشتم تا بالاخره داستان یک فیلم بنظرم جالب و جذاب اومد. فیلم خواهران ماگدالن رو دانلود کردم و دیدم. خیلی خیلی فیلم خوبی بود. یعنی من خیلی باهاش ارتباط برقرار کردم. مخصوصاً اینکه قبلا یکی دو تا کتاب در مورد تفتیش عقاید دوران کلیسای کاتولیک خونده بودم، خیلی به دلم نشست.

فیلم خواهران ماگدالین ، شرح جنایات مسیحیان کاتولیک . تعصبات خشک اونها در مورد هر چیزی که از نظرشون گناه محسوب میشه هست. فیلم بر مبنای واقعیت ساخته شده . واقعیتی تلخ که آنقدر ناراحت کننده بود که حتی دولت ایسلند را دهها سال بعد مجبور به عذر خواهی رسمی کرد. بازماندگان اسرای ماگدالین به شدت دنبال گرفتن غرامت از دولت هستند، هر چند گویا هنوز دستاوردی نداشته است.

مفهوم عدالت در فیلم، و بی عدالتی ، عقده گشایی های مذهبی ، تعصبات کورکورانه و ... در فیلم بسیار عالی به تصویر کشیده شده است. دلم میخواست این فیلم در رده 250 فیلم برتر تاریخ قرار بگیرد تا بیشتر دیده شود.

ی وقتایی با خودم هر جور حساب میکنم، میبینم برخی از مذاهب ، بیشتر از اینکه بشریت رو به سمت هدایت و رستگاری برسونن، بیشتر نابود و ویران کردن.

ی چیز دیگه اینکه ما خانواده ماگدالین صفت کم نداریم. خانواده هایی که تعصبات خشک و کور و احمقانه دارن و با کوچک ترین رفتاری در فرزندان، خانه را صومعه ماگدالین می کنند.

فیلم را ببینید تا مفهوم عدالت، بازنویسی شود.


  • امیر (یاشار) شیرین زاده
  • ۰
  • ۰
یکم اعتقادامتم با اکثریت مردم فاصله داره ولی ی وقتایی با خودم فکر میکنم که اگر قرار باشه در بهشت یا جهنم قرار بگیرم، کدام جایگاه برای من هست؟
امروز داشتم یکم یوتیوب گردی میکردم. برخوردم به ویدیوهای مایکل. همین مایکل جسون خودمون. 
داشتم فکر میکردم آخه کی دلش میاد این مایکل جکسون رو بندازه توی جهنم؟! هر چند من اگر خدا بودم ( که خیلی خوشحالم نیستم با این وضعیت جهان ) ، مایکل رو بهشتی میکردم. نه فقط بهشتی ها. بلکه ی پنت هوس بهش میدادم اون طبقه های بالا که حسابی حال کنه. ی سیستم صوتی خفن با ی نورپردازی درجه یک هم بهش اختصاص می دادم. با ی سری رقصنده حرفه ای و آموزش دیده!
ولی من که خدا نیستم.شاید تصمیم خدا با من متفاوت باشه و مایکل رو بخواد بفرسته جهنم. هر چند فکر نمیکنم دلش بیاد.
داشتم فکر میکردم اگر خدا بهم بگه آخرین خواسته است در روز قیامت چیه ، اول ی چیز میگم. میگم میشه خونمو بزاری کنار مایکل. حالا هر جا که میره. توی جهنم هم همسایه دیوار به دیوارش باشم راضی ام.
از صبح تا حالا صد بار این ویدیو رو دیدم. پیشنهاد میکنم شما هم ببینیدش . البته رکورد منو در افراط نزنید : 

  • امیر (یاشار) شیرین زاده
  • ۰
  • ۰
همیشه ی ارتباط صمیمی با انیمیشن ها داشتم. حتی اگر اغراق نکرده باشم، میتونم بگم انیمیشن رو بیشتر از فیلم های سینمایی دوست دارم. معمولاً هم تمام اونها رو میبینم و نمیزارم چیزی از دستم در بره. ی جورایی کودک درونم با کارتون رابطه خوبی داره.
امشب فرصتی شد تا انیمیشن COCO رو ببینم. انیمیشن قشنگی هست. گویا اسکار هم برده و جوایز بین المللی زیادی هم نصیبش شده.  داستان بیشتر پیرامون تعصب های خانوادگی و آنچه ممکنه بر سر استعدادهای کودکان بیاورد. البته داستان بیشتر مفهومی مثبت داره. مفهومی عمیق و دوست داشتنی در مورد خانواده. شاید مهم ترین مفهوم دنیا همین خانواده باشد که خیلی ها از داشتن آن ، و یا داشتن نوع خوب آن محروم هستند.
بچه که بودم فیلم پدر خوانده رو خیلی دوست داشتم و بارها و بارها اون رو تماشا کردم. اگر بگم بیشتر از بیست بار، غلو نکردم. توی اون فیلم هم خانواده مفهوم بسیار پر رنگی داشت. 
هر چه هست و نیست، داشتن ی خانواده سالم و پر نشاط، در سلامت روان ما نقش بسیار پر رنگی دارد. خانواده ای که اگر نباشد، و یا اگر نوع مناسب آن نباشد، لازم است در سنین نوجوانی و بزرگسالی، سالیان درازی را صرف اصلاح ناهنجاری هایی کنیم که با داشتن یک خانواده متحد، سالم و با نشاط از دست داده ایم. 
به هر حال، اگر فرصتی در بین دغدغه های زندگی پیدا کردید، انیمیشن کوکو را ببینید و یادی از فراموش شدگان دنیای مرگ کنید.
  • امیر (یاشار) شیرین زاده
  • ۱
  • ۰

بدون تاریخ بدون امضا

امشب به تماشای فیلم بدون تاریخ، بدون امضا رفتم. یه فیلم خوب که با بازی فوق العاده نوید محمد زاده و فیلمنامه ای جذاب، ارزش جایزه های جشنواره فجر را داشت. 

ی جورایی علاقه قلبی به آقای نوید محمدزاده دارم. شاید به خاطر چهره مردی و شجاعی که دارد. همین چند وقت پیش هم، که زلزله کرمانشاه رخ داد، نوید پیش قدم شد. در واقع جایی ک امیدی به حکومت و دولت نبود، ایشان و زیباکلام ها پا پیش گذاشتند.

راستی، فیلم را در سالن سینمایی باغ کتاب دیدیم. سالن خوب و مجهزی بود. هر چند از آقای قالیباف دل خوشی ندارم، اما به عنوان شهردار تهران و گذشته از حرف و حدیث های مرتبط با اختلاس ایشان، مجموعه خوبی را ساخته اند. 

اگر در این یکی دو روز تعطیلی وقت کردید، سری ب باغ کتاب و جذابیت هایش بزنید.

  • امیر (یاشار) شیرین زاده
  • ۰
  • ۰
عید و تعطیلات نوروزی زمان مناسبی برای دیدن فیلم ها و سریالهای مطرح جهان است. که به طبع در راس آنها فیلم ها و سریالهای آمریکای جهانخوار و ستمگر قرار داره. سریال فارگو را یک سال پیش دیده بودم. البته فصل یک و دو آن را. اما از آنجایی که فصل یک بسیار جذاب و دیدنی و فصل دو افت در فضای دیگری تهیه شده بود، چندان خوشم نیامد و لذتم را در دوباره دیدن همان فصل یک جمع کردم و سراغ فصل سوم نرفتم. اما دو روز پیش وسوسه شدم و در یک طرح ضربتی بیست و چهارساعته، کل سریال را تماشا کردم. 
انصافاً سریال خوبی است. علی الخصوص اینکه کارگردان مدعی است اتفاقات فیلم واقعی است. هر چند غلو های محسوسی هم در این جریان وجود دارد. اما به هر حال به نظر می رسد این سریال را باید دید. 
از نظر روانشناسی، شخصیت های وسواسی ، ضد اجتماعی و منفعل پرخشگر را می توان مشاهده کرد. همچنین فیلم با مفاهیمی چون عدالت، خشم، حسرت، انسانیت، سواستفاده و ... به خوبی ارتباط برقرار می کند.
گذشته از مفاهیم و روانشناسی فیلم، چیزی که بسیار ذهنم را درگیر کرد یک مفهوم انتزاعی است. عدالت!. از ابتدایی که انسان دو پا جنگل را ترک کرد و به نوعی تبدیل به نئاندرتال ها شد، به دنبال مفهوم عدالت بوده است. ( شایدم قبل تز ). اما به نظر می رسد در موضوع عدالت بسیار ناموفق بوده ایم. 
در فیلم فارگو ، بر خلاف بسیاری از فیلم های دیگر، متهم ردیف اول که گویا یک افسر بازپرس زمان نازی است، با پول بسیار زیادی از دست قانون و عدالت در می رود و الباقی افرادی که نقش های کمتری داشته اند، هر کدام به نوعی سرنوشت بدی را تجربه می کنند. داشتم فکر می کردم در دنیای واقعی هم تقریباً چنین است. مثلاً شما همین خاوری را ببینید. میلیاردها پول از کشور دزدید و به راحتی در کانادا زندگی می کند. 
تازه دکتر اوحدی میگفت توی یکی از مجله های آلمان عکس پسرش رو زدن به عنوان کارآفرین نمونه !
حتی اگر از حق نگذریم، بسیاری از اتفاقاتی که سبب پیوستن مردم به موج انقلاب 57 شد، همین مفهوم عدالت خواهی و بی عدالتی گریزی بود. هر چند آنچه در عمل می بینیم کاملاً متفاوت است. فعلاً که رانت و مقام و چهره ، جای عدالت و شایستگی را گرفته.
البته کار به اینجا هم ختم نشد و کلی در مورد رابطه عدالت و دین هم فکر کردم. به نظر می رسه بین این دو هم یک رابطه علت و معلولی وجود دارد. گویی اگر این نبود، دیگری پیدا نمی شد و یا خیلی زودتر از این قرن ها رخت بر می بست. مثلاً در کشورهایی که توانسته اند مفهوم عدالت را اجرا کنند می توانیم این را ببینیم. کشورهایی که در اجرای مفهوم عدالت موفق تر بوده اند، کمتر دین گرایی دارند. و برعکس کشورهای جهان سومی که نتوانستند قانون و عدالت را جاری کنند گویی گرایش به سمت دین و علی الخصوص روز قیامت بیشتر است.
نمی دانم. شاید عدالت تنها یک مفهوم انتزاعی و غیر قابل پیاده سازی باشد.
پیشنهاد می کنم فیلم فارگو را با نگرسی به عدالت و انتقام ببینید.

  • امیر (یاشار) شیرین زاده
  • ۰
  • ۰
ی چند وقتی میشه زدم توی کار فیلم های قدیمی! آخه یکم خسته ام و از نظر روحی و روانی کمی افت کردم. راستش این روزها زیاد کار میکنم و احساس میکنم بهم فشار میاد. مخصوصاً آخر سال که میشه به جز مشکلات کاری و دیدن مراجعین، خرید و برنامه ریزی برای سال بعد و هزار تا کار دیگه هم دارم. برای همین یکم شب ها رو برای دیدن فیلم های قدیمی وقت گذاشتم.
حالا اگه میگید چرا فیلم های قدیمی، باید بگم خودمم نمیدونم! یعنی میدونما ولی ی جورایی خواست کودک درونمه. برام جالبه این همه شادی که توی فیلم های قبل از انقلاب بود، یهو با انقلاب 57 کجا گم و گور شد. تقریباً تمامی فیلم های قبل از انقلاب همراه با رقص و آواز بوده! 
ی جورایی انگار سینمای ما به سینمای بالیود و فیلم های هندی شبیه بوده. همه چی شاد، همه چی خوشحال، همه چی با سرانجام خوب! کلی موسیقی و رقص و ....
الان داشتم فیلم یوسف و زلیخا قبل از انقلاب رو میدیم، چقدر جنبه فان و آموزندگی داره. اونم با ی ذره بودجه. نه شهرک سینمایی ساختن براش و نه میلیاردها تومان بودجه دولتی !
همین فیلم جنگ قارون رو ببینید، چقدر مفهوم داره. گذشته از اون چقدر شادی دار