دست نوشته های خودمونی امیر شیرین زاده

آنچه در دیدگاه یک روانشناس جوان و بلند پرواز، به بینش و روانکاوی نیاز دارد.

دست نوشته های خودمونی امیر شیرین زاده

آنچه در دیدگاه یک روانشناس جوان و بلند پرواز، به بینش و روانکاوی نیاز دارد.

نوشتن وسیله ای کارآمد برای تخلیه هیجانات و احساسات فردی است. من نیز از نظر تیپ شخصیتی ، فردی برونگرا و هیجانی هستم. همچنین علاقه زیادی به موضوعات خارج از روانشناسی هم دارم. اینجا را برای نوشته های شخصی ام و تحلیه افکار و هیجانی ام قرار دادم. سالها پیش بزرگی به من گفت: نه خودت را جدی بگیر و نه زندگی را. شما هم اگر اینجا را خواندید نه نوشته های من را جدی بگیرید و نه زندگی شخصی ام را. اگر مایل به خواندن نوشته های علمی و روانشناختی بنده بودید، به سایت مرکز به ادرس DrRavanshenas.com و یا روزنامه آرمان امروز صفحه شانزدهم سر بزنید.

آخرین نظرات

۱۶ مطلب با موضوع «سینما و تئاتر و موسیقی» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰
یکم اعتقادامتم با اکثریت مردم فاصله داره ولی ی وقتایی با خودم فکر میکنم که اگر قرار باشه در بهشت یا جهنم قرار بگیرم، کدام جایگاه برای من هست؟
امروز داشتم یکم یوتیوب گردی میکردم. برخوردم به ویدیوهای مایکل. همین مایکل جسون خودمون. 
داشتم فکر میکردم آخه کی دلش میاد این مایکل جکسون رو بندازه توی جهنم؟! هر چند من اگر خدا بودم ( که خیلی خوشحالم نیستم با این وضعیت جهان ) ، مایکل رو بهشتی میکردم. نه فقط بهشتی ها. بلکه ی پنت هوس بهش میدادم اون طبقه های بالا که حسابی حال کنه. ی سیستم صوتی خفن با ی نورپردازی درجه یک هم بهش اختصاص می دادم. با ی سری رقصنده حرفه ای و آموزش دیده!
ولی من که خدا نیستم.شاید تصمیم خدا با من متفاوت باشه و مایکل رو بخواد بفرسته جهنم. هر چند فکر نمیکنم دلش بیاد.
داشتم فکر میکردم اگر خدا بهم بگه آخرین خواسته است در روز قیامت چیه ، اول ی چیز میگم. میگم میشه خونمو بزاری کنار مایکل. حالا هر جا که میره. توی جهنم هم همسایه دیوار به دیوارش باشم راضی ام.
از صبح تا حالا صد بار این ویدیو رو دیدم. پیشنهاد میکنم شما هم ببینیدش . البته رکورد منو در افراط نزنید : 

  • امیر (یاشار) شیرین زاده
  • ۰
  • ۰
همیشه ی ارتباط صمیمی با انیمیشن ها داشتم. حتی اگر اغراق نکرده باشم، میتونم بگم انیمیشن رو بیشتر از فیلم های سینمایی دوست دارم. معمولاً هم تمام اونها رو میبینم و نمیزارم چیزی از دستم در بره. ی جورایی کودک درونم با کارتون رابطه خوبی داره.
امشب فرصتی شد تا انیمیشن COCO رو ببینم. انیمیشن قشنگی هست. گویا اسکار هم برده و جوایز بین المللی زیادی هم نصیبش شده.  داستان بیشتر پیرامون تعصب های خانوادگی و آنچه ممکنه بر سر استعدادهای کودکان بیاورد. البته داستان بیشتر مفهومی مثبت داره. مفهومی عمیق و دوست داشتنی در مورد خانواده. شاید مهم ترین مفهوم دنیا همین خانواده باشد که خیلی ها از داشتن آن ، و یا داشتن نوع خوب آن محروم هستند.
بچه که بودم فیلم پدر خوانده رو خیلی دوست داشتم و بارها و بارها اون رو تماشا کردم. اگر بگم بیشتر از بیست بار، غلو نکردم. توی اون فیلم هم خانواده مفهوم بسیار پر رنگی داشت. 
هر چه هست و نیست، داشتن ی خانواده سالم و پر نشاط، در سلامت روان ما نقش بسیار پر رنگی دارد. خانواده ای که اگر نباشد، و یا اگر نوع مناسب آن نباشد، لازم است در سنین نوجوانی و بزرگسالی، سالیان درازی را صرف اصلاح ناهنجاری هایی کنیم که با داشتن یک خانواده متحد، سالم و با نشاط از دست داده ایم. 
به هر حال، اگر فرصتی در بین دغدغه های زندگی پیدا کردید، انیمیشن کوکو را ببینید و یادی از فراموش شدگان دنیای مرگ کنید.
  • امیر (یاشار) شیرین زاده
  • ۱
  • ۰

بدون تاریخ بدون امضا

امشب به تماشای فیلم بدون تاریخ، بدون امضا رفتم. یه فیلم خوب که با بازی فوق العاده نوید محمد زاده و فیلمنامه ای جذاب، ارزش جایزه های جشنواره فجر را داشت. 

ی جورایی علاقه قلبی به آقای نوید محمدزاده دارم. شاید به خاطر چهره مردی و شجاعی که دارد. همین چند وقت پیش هم، که زلزله کرمانشاه رخ داد، نوید پیش قدم شد. در واقع جایی ک امیدی به حکومت و دولت نبود، ایشان و زیباکلام ها پا پیش گذاشتند.

راستی، فیلم را در سالن سینمایی باغ کتاب دیدیم. سالن خوب و مجهزی بود. هر چند از آقای قالیباف دل خوشی ندارم، اما به عنوان شهردار تهران و گذشته از حرف و حدیث های مرتبط با اختلاس ایشان، مجموعه خوبی را ساخته اند. 

اگر در این یکی دو روز تعطیلی وقت کردید، سری ب باغ کتاب و جذابیت هایش بزنید.

  • امیر (یاشار) شیرین زاده
  • ۰
  • ۰
عید و تعطیلات نوروزی زمان مناسبی برای دیدن فیلم ها و سریالهای مطرح جهان است. که به طبع در راس آنها فیلم ها و سریالهای آمریکای جهانخوار و ستمگر قرار داره. سریال فارگو را یک سال پیش دیده بودم. البته فصل یک و دو آن را. اما از آنجایی که فصل یک بسیار جذاب و دیدنی و فصل دو افت در فضای دیگری تهیه شده بود، چندان خوشم نیامد و لذتم را در دوباره دیدن همان فصل یک جمع کردم و سراغ فصل سوم نرفتم. اما دو روز پیش وسوسه شدم و در یک طرح ضربتی بیست و چهارساعته، کل سریال را تماشا کردم. 
انصافاً سریال خوبی است. علی الخصوص اینکه کارگردان مدعی است اتفاقات فیلم واقعی است. هر چند غلو های محسوسی هم در این جریان وجود دارد. اما به هر حال به نظر می رسد این سریال را باید دید. 
از نظر روانشناسی، شخصیت های وسواسی ، ضد اجتماعی و منفعل پرخشگر را می توان مشاهده کرد. همچنین فیلم با مفاهیمی چون عدالت، خشم، حسرت، انسانیت، سواستفاده و ... به خوبی ارتباط برقرار می کند.
گذشته از مفاهیم و روانشناسی فیلم، چیزی که بسیار ذهنم را درگیر کرد یک مفهوم انتزاعی است. عدالت!. از ابتدایی که انسان دو پا جنگل را ترک کرد و به نوعی تبدیل به نئاندرتال ها شد، به دنبال مفهوم عدالت بوده است. ( شایدم قبل تز ). اما به نظر می رسد در موضوع عدالت بسیار ناموفق بوده ایم. 
در فیلم فارگو ، بر خلاف بسیاری از فیلم های دیگر، متهم ردیف اول که گویا یک افسر بازپرس زمان نازی است، با پول بسیار زیادی از دست قانون و عدالت در می رود و الباقی افرادی که نقش های کمتری داشته اند، هر کدام به نوعی سرنوشت بدی را تجربه می کنند. داشتم فکر می کردم در دنیای واقعی هم تقریباً چنین است. مثلاً شما همین خاوری را ببینید. میلیاردها پول از کشور دزدید و به راحتی در کانادا زندگی می کند. 
تازه دکتر اوحدی میگفت توی یکی از مجله های آلمان عکس پسرش رو زدن به عنوان کارآفرین نمونه !
حتی اگر از حق نگذریم، بسیاری از اتفاقاتی که سبب پیوستن مردم به موج انقلاب 57 شد، همین مفهوم عدالت خواهی و بی عدالتی گریزی بود. هر چند آنچه در عمل می بینیم کاملاً متفاوت است. فعلاً که رانت و مقام و چهره ، جای عدالت و شایستگی را گرفته.
البته کار به اینجا هم ختم نشد و کلی در مورد رابطه عدالت و دین هم فکر کردم. به نظر می رسه بین این دو هم یک رابطه علت و معلولی وجود دارد. گویی اگر این نبود، دیگری پیدا نمی شد و یا خیلی زودتر از این قرن ها رخت بر می بست. مثلاً در کشورهایی که توانسته اند مفهوم عدالت را اجرا کنند می توانیم این را ببینیم. کشورهایی که در اجرای مفهوم عدالت موفق تر بوده اند، کمتر دین گرایی دارند. و برعکس کشورهای جهان سومی که نتوانستند قانون و عدالت را جاری کنند گویی گرایش به سمت دین و علی الخصوص روز قیامت بیشتر است.
نمی دانم. شاید عدالت تنها یک مفهوم انتزاعی و غیر قابل پیاده سازی باشد.
پیشنهاد می کنم فیلم فارگو را با نگرسی به عدالت و انتقام ببینید.

  • امیر (یاشار) شیرین زاده
  • ۰
  • ۰
ی چند وقتی میشه زدم توی کار فیلم های قدیمی! آخه یکم خسته ام و از نظر روحی و روانی کمی افت کردم. راستش این روزها زیاد کار میکنم و احساس میکنم بهم فشار میاد. مخصوصاً آخر سال که میشه به جز مشکلات کاری و دیدن مراجعین، خرید و برنامه ریزی برای سال بعد و هزار تا کار دیگه هم دارم. برای همین یکم شب ها رو برای دیدن فیلم های قدیمی وقت گذاشتم.
حالا اگه میگید چرا فیلم های قدیمی، باید بگم خودمم نمیدونم! یعنی میدونما ولی ی جورایی خواست کودک درونمه. برام جالبه این همه شادی که توی فیلم های قبل از انقلاب بود، یهو با انقلاب 57 کجا گم و گور شد. تقریباً تمامی فیلم های قبل از انقلاب همراه با رقص و آواز بوده! 
ی جورایی انگار سینمای ما به سینمای بالیود و فیلم های هندی شبیه بوده. همه چی شاد، همه چی خوشحال، همه چی با سرانجام خوب! کلی موسیقی و رقص و ....
الان داشتم فیلم یوسف و زلیخا قبل از انقلاب رو میدیم، چقدر جنبه فان و آموزندگی داره. اونم با ی ذره بودجه. نه شهرک سینمایی ساختن براش و نه میلیاردها تومان بودجه دولتی !
همین فیلم جنگ قارون رو ببینید، چقدر مفهوم داره. گذشته از اون چقدر شادی داره.
البته منظور من این نیست که بگم کارهای قبل از انقلاب 57 بهتر بوده، منظورم این است که یک سینمای شاد را از دست دادیم و یک سینمای افسرده را به دست آوردیم.
حال و هوای سینمای قبل از انقلاب، بیشتر به درد مردم افسردگی این کشور میخوره!

  • امیر (یاشار) شیرین زاده
  • ۰
  • ۰

امشب فیلم سینمایی خانه دختر را تماشا کردم. گذشته از مسائل فنی فیلم، و البته حاشیه های بسیار آن، موضوع مورد نقدی از فرهنگ را بررسی می کند. آن هم چیزی نیست جز گواهی مسخره ای به نام گواهی بکارت یا گواهی سلامت عروس. رسم و رسومی که برای دهها سال قبل بوده است و حتی مطرح کردن آن هم ناپسند است چه برسد به اینکه بخواهیم برگه ای به نام گواهی سلامت بکارت برای فردی صادر کنیم.

متاسفانه در بین فرهنگ ایران، رسم و رسوم غلط و نادرست کم نداریم که بدون شک یکی از شنیع ترین و زشت ترین این رسوم، گرفتن گواهی بکارت یا مسخره بازی به نام گواهی سلامت پزشکی عروس است. باورش هم برایم سخت است که یک مادر برای دخترش چنین چیزی را بگیرد و یا یک مادرشوهر برای عروسش چنین رسمی را طلب کند. به شخصه معتقدم افرادی که ارزش یک دختر خانوم را به یک تکه غشا پوستی می دانند، از تفکرات خرافاتی و مسخره ای پیروی می کنند.

دخترانی را می شناسم که همیشه نگران چنین مسائلی هستند. فکر می کنند اگر چند خودارضایی داشته اند، بکارت خود را از دست داده اند و شب و روز در کابوس شب زفاف و گواهی بکارت و چنین مسائل قرون وسطایی هستند.

آقای عزیز ، داماد محترم

این رسم زشت را پیروی نکن و ارزش مادر فرزندان و زن زندگی ات را به یک برگ کاغذ مسخره پزشکی نسپار.

امیدوارم این رسم زشت و تحجری هرگز در هیچ نقطه ای از این مملکت اجرا نشود. 

راستی، این فیلم با حاشیه های بسیاری همراه بوده تا جایی که میزان زیادی از آن ، به روایت برخی تا بیست دقیقه از آن حذف شده و داستان فیلم به طور کامل تغییر کرده است. از آنجایی که خطر لو رفتن فیلم وجود دارد آن را نقل نمی کنم اما همینقدر بگویم که متجاوز در فیلم بدون سانسور کسی نیست جز پدر دختر که در نسخه سانسور شده کلاً موضوع تغییر می کند.

  • امیر (یاشار) شیرین زاده
  • ۰
  • ۰

امروز به همراه چند تن از دوستان، سری به مجموعه تئاتر پالیزی زدیم. راستش را بخواهید، روز قبلش هم نمایش دوزخ را تماشا کرده بودم. اما اینقدر این نمایشنامه بد اجرا و بد بازی بود ( البته بجز بازیگر مرد ) که واقعاً کلی خستگی ترافیک راه و همینطور گشتن نیم ساعته برای پیدا کردن جای پارک به جانم مانده بود. بماند که ساتر زنده نیست تا ببیند چگونه از کارهای پر مغز او نمایش های سطحی اجرا می شود.

اما در مجموعه پالیزی نمایشی دیدم که اگر ناحق نگوییم یکی از بهترین کارهایی بود که در سال 96 بر روی صحنه تئاتر دیده بودم. البته در این علاقه، سلیقه شخصی ام به کارهای اجتماعی و مستند نیز نقش بسیاری زیاد داشت، اما راستش را بخواهید بارها و بارها در ذهن ، خانوم ساناز بیان را تحسین کردم که با سن کم خود، کاری به بلندای روح پر آشوب ترنس ها را کارگردانی کرده اند. البته اگر روح ترنسی هم آشوب است، از رفتارهای نادرست مردم این کشور و فرهنگ بسته جامعه است وگرنه این پروانه های آسمانی، کاری با کسی ندارند.

بازی ها بسیار قوی بود. همینطور کارگردانی کار و نویسندگی واقعاً عالی بود. صحنه پردازی و نورپردازی نیز به خوبی اجرا شده بود. البته می شد کمی بر روی موزیک بیشتر کار کرد. اما اگر روحیه بنی اسرائلی ام را کنار بگزارم باید بگویم که کاری است ماندگار و دوست داشتنی که بسیار به بهبود مشکلات اقلیت های جنسی کمک می کند.

پیشنهاد می کنم اگر پروانه ای هستید و یا سکسولوژیست و روانشناس، دیدن این کار پر مفهوم و مستند را از دست ندهید. آبی مایل به صورتی می تواند نقش موثری در آگاهی جامعه، و کاستن از مشکلات اجتماعی پروانه های آسمانی بردارد.

اینکار از 6 آذر تا 6 دی در مجموعه تئاتر پالیزی در خیابان کریم خان، آبان جنوبی ، خیابان سپهر، بر روی صحنه اجرا می شود.

همچنین بازیگران شاخص اینکار آقایان و خانوم ها ، نسیم ادبی، آناهیتا اقبال نژاد، ملیکا پارسا، عاطفه رضوی، امید سلیمی، بهنام شرفی، محمدهادی عطایی، گیتی قاسمی، امین میری می باشند.

در پایان پیشنهاد میکنم دیدن این نمایش را به دوستان خود نیز معرفی کنید.

پی نوشت : عزیزان پروانه ای که برای قانع کردن خانواده مشکلاتی دارند، می توانند روی کمک بنده حساب جدی باز کنند.

پی نوشت 2 : چند ماه پیش یک مقاله در مورد ترنس توی سایت دکتر روانشناس نوشتم. اگر خواستید میتونید مقاله : ترنس چیست ؟ ترنس کیست ؟ را مطالعه کنید.

  • امیر (یاشار) شیرین زاده
  • ۰
  • ۰

اخه عزیز دلم

قربون اون صورت پر ریش و پشمت برم

قربون اون جای مهر روی پیشونت بشم

آخه تاینی مویز رو چرا میبندی؟ این بنده خدا به شما چکار داشت؟ این همه سایت پورن فارسی هست ک کاریشون نداری! این همه مفسد اقتصادی و ژن خوب دارن اختلاص میکنن! آخه زورت به این تفریح من رسید!

آیا نمی اندیشی که نسل جوان یک جور دم شیر است؟ چرا با دم شیر بازی میکنی؟ این سایت بیجاره چه گناهی کرده بود که اینگونه میگیرید و میبندید و توی بوق و کرنا می کنید؟

چرا تاریخ رو نمیخونید؟

آیا خجالت نمی کشید؟

آیا عبرت نمی گیرید؟

  • امیر (یاشار) شیرین زاده
  • ۰
  • ۰
برنامه آپارات بی بی سی اقدام به پخش مستندی پیرامون چگونگی پرورش و توضیع ماهی سفره هفت سین کرده است. این مستند ستودنی توسط خانوم آزاده روانبخش تهیه شده است و نام پر مسما "قرمز بودن" را یدک می کشد.
مستند زیست محیطی جالبی است و در تصمیم شما در خرید و یا نخریدن ماهی قرمز نقش موثری دارد.

ماهی قرمز
عکس برگرفته از فیلم مستند "قرمز بودن" ساخته آزاده روانبخش

در توضیح این مستند آمده است :
ماهی قرمز تنگ‌های بلور که خیلی زود در این چند دهه جایش را در سفره‌های هفت‌سین پیدا کرده، صنعت تولیدشان به یک بازار مکاره پر رونق چند روزه تبدیل شده است. البته در پنج شش سال گذشته بحث حفاظت از محیط‌ زیست خیلی بالا گرفته و کمپین‌هایی برای حمایت از زنده ماندن ماهی‌قرمز‌ها به‌راه افتاده است. اما این ماهی‌ها از کجا سر از سفره هفت‌سین در‌می‌آورند؟ آزاده روانبخش فیلمساز تجربی در فیلم 'قرمز بودن'جوابی برای این سوال دارد.
برای اطلاع از زمان پخش این مستند به صفحه آپارات بی بی سی مراجعه بفرمایید.
  • امیر (یاشار) شیرین زاده
  • ۰
  • ۰
در تاریخ سینمای جهان، تعداد کارگردان هایی که بیش از یک اسکار را در کارنامه خود دارند، نادر است. به حدی که تعدادشان به سختی به پنج یا شش نفر برسد. 
ساعتی پیش اصغر فرهادی، یکی از این افراد شد. بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان اسکار 2007، با کمال افتخار و مسرت، به آقای اصغر فرهادی رسید.

پوستر فیلم فروشنده

هر چند برخی از منتقدان سینمایی، فروشنده را لایق اسکار ندانسته بودند، اما فرهادی نشان داد که بیش از هر فرد دیگری با هوش و درایت بسیار بالای خود، لایق دریافت بهترین ها می باشد.

تا به حال در جایی ندیده و نشنیده بودم که عدم پذیرش یک دعوت، می تواند اینقدر موثر باشد. البته این امر بدان معنی نیست که اصغر فرهادی و عوامل اجرایی فیلم، لایق دریافت این اسکار نبودند، اما بدون شک، انتخاب های درست اصغر فرهادی نیز در این پیروزی تاریخی و عظیم موثر بوده است.
فرهادی حضور در اسکار را رد کرد و با استفاده از دو فرد بسیار شاخص ایرانی آمریکایی، پیام صلح را راهی تریبون های جهانی کرد.
فرهادی در متنی که از جانب نماینده او قرائت شد بر احترام به مردم کشورش، عدم جنگ، برابری و حقوق بشر، و مشترکات انسانی سخن گفت. 
آقای فرهادی با هوش و درایت خود، خانوم انوشه انصاری (اولین فضانورد زن ایرانی) و آقای فیروز نادری (از مدیران ارشد ناسا) را به عنوان جایگزین های خود در این مراسم رهسپار مراسم اسکار نمود. این دو ایرانی با اعلام پیام صلح و دوستی و داشتن جهانی بدون مرز، دل میلیونها ایرانی را شاد کردند.
همچنین انتخاب افرادی از ناسا و البته یک فضا نورد (جایی که مرزها معنی دیگری پیدا می کند) بسیار هوشمندانه بود. انتخاب یک مرد و یک زن در کنار هم، مخالفت با تبعیض جنسیتی را نشان می دهد. همچنین این دو فرد خود ایرانی امریکایی هستند که نوعی نماد دوستی دو ملت می تواند تفسیر شود.
 و البته لباس بسیار زیبا و پر مفهوم خانوم انصاری، پیامی ماندگار را در ذهن حک می کند. خانوم انصاری در این مراسم با شالی که بر روی آن نقشه جغرافیایی ریزی نقش بسته شده بود در مراسم حضور پیدا کرد.
درود و تبریک بر آقای فرهادی، ترانه علیدوستی، انوشه انصاری، فیروز نادری، صادق خان و تمامی افرادی که دل میلیونها نفر را شاد کردند.

لینک فیلم فروشنده در IMDB :
  • امیر (یاشار) شیرین زاده
  • ۰
  • ۰

فیلم American Sniper ( تک تیرانداز آمریکایی ) به زندگی نامه کریس کایل، پر افتخارترین تک تیرانداز آمریکایی اشاره دارد. کریس کایل یکی از زبده ترین نیروهای ارتش آمریکا بود که در چهار عملیات در جنگ عراق مشارکت کرد و بیشترین تعداد کشتار را در تاریخ ارتش آمریکا به واسطه تکنیک تیراندازی از راه دور، در کارنامه خود دارد. کریس کایل پس از چندین سال حضور در عراق، به آمریکا و نزد خانواده اش بازگشت و کتابی را به صورت اتوبیوگرافی منتشر کرد. فیلم American sniper ، اقتباسی از اتوبیوگرافی او می باشد. شخصیت کریس کایل از منظرهای مختلفی مورد نقد قرار گرفته است. عده ای در آمریکا او را یک قهرمان بزرگ و ملی می دانند که نامش در آن خاک جاوید است و گروهی دیگر، او را یک ادم کش و قاتل نامتعادل می دانند. 

فیلم تک تیرانداز آمریکایی،به دلیل صحنه های خشن برای افراد نابالغ مناسب نیست

کایل، همچنین در یکی از جلساتش به روانشناس نظامی اش گفته بود از اینکه بسیاری از دشمنان آمریکا را کشته است ناراحت نیست، بلکه از اینکه بسیاری از دوستان و همرزمانش را نتوانسته نجات دهد ، آزرده است.

به طور کلی، منتقدان و موافقان بسیاری در مدح و ستایش و یا در انتقاد و نکوهش فیلم سخن رانده اند. گروهی از منتقدان، فیلم را یک موضوع اسطوره پرور می دانند که ساختاری جز به رخ کشیدن قدرت آمریکایی و همچنین توجیح حمله به کشور عراق و جنگ های خاورمیانه ندارد.

در مقابل موافقان فیلم، به اثرات نمایش داده شده بر روح و روان سربازان و اثرات ثانی بر روی خانواده های آنها می پردازند و فیلم را با مفاهیمی چون وطن پرستی ، قهرمان، ساختار خانواده و نوع نگرش های انسانی به زندگی می نگرند. 

وطن پرستی واژه ای پیچیده است. از این منظر که در بسیاری از مواقع، وطن پرست ما دشمن دیگری است. و جنگجوی وطن پرست دیگر، دشمن ما.

 لینک فیلم در سایت IMDB :

http://www.imdb.com/title/tt2179136/?ref_=nv_sr_1

  • امیر (یاشار) شیرین زاده
  • ۰
  • ۰
فیلم "ما باید در مورد کوین صحبت کنیم" ، یک فیلم درام محصول سال 2011 می باشد. این فیلم کاری است مشترک از دو کشور ایالات متحده آمریکا و بریتانیا . فیلم به طور کلی دارای ساختاری متفاوت است و از بسیاری از جهات، می تواند بیننده را به طور کامل جذب خود کند. فیلم دارای سکانس های متمادی فلش بک می باشد و از حیث موضوع، یک درام ولی در نوع خود با محوریت روانشناسی و انسانگرایی است.

We-need-to-talk-about-Kevin
در جای جای فیلم ، بیننده به یاد فروید می افتد و نظریه عقده ادیپ و الکترا را در ذهن مرور می کند. نظریه ای که پس از ساعت ها خواندن در مورد آن ، چندان هم موافق آن نیستم و آن را فاقد پایه های علمی مناسب می دانم. البته شکی نیست که هیچ فردی در گرایشات انسانگرایانه و به طور کلی علوم انسانی، منکر کوشش های این ابر مرد افسرده نیست ولی به هر حال، هیچ مدارک و شواهدی که دال بر اثبات قطعی نظریه عقذه الکترا و ادیپ باشد وجود ندارد.
از منظر دیگر می توان شخصیت کوین را یک فرد سایکوپات و آنتی سوشیال دانست. شاید بیان فیلم را بتوان به اثر وراثت بر بروز اختلالات شخصیت نیز عنوان کرد.
همچنین، فیلم به تفاوت تولد فرزندها و اثری که تولد بچه دوم بر فرزند قبل از خود می گذارد نیز تکیه دارد و این موضوع را در چند جای فیلم به خوبی نمایش می دهد.
به هر حال، فیلم " ما درباره کوین احتیاج داریم صحبت کنیم" جای بحث زیادی دارد. و قطعاً با دیدن این فیلم، آموزه های زیادی برای روانشناسان کودک و نوجوان و متخصصان اختلالات شخصیت، حاصل می شود.

لینک فیلم در IMDB :
  • امیر (یاشار) شیرین زاده
  • ۰
  • ۰

آخرین ساخته آقای رضا میر کریمی فیلم دختر می باشد. این فیلم همانند بسیاری از فیلم های میرکریمی، زمینه های تفکری دارد. اما به هیچ عنوان جذابیت بازیگری، فیلمنامه نویسی و چالش های فکری گذشته را در خود جای نداده است.

پوستر فیلم دختر

بخشی از پوستر فیلم دختر، ساخته رضا میر کریمی و بازی فرهاد اصلانی و مریلا زارعی

فیلم دختر همانگونه که قابل حدس است و از نامش پیداست، یک فیلم اجتماعی فرهنگی و تا میزانی درام می باشد. فیلم ،روایت کننده محدودیت های یک دختر جوان جنوبی است که قصد دارد جهت مهمانی کوچک دخترانه ای به تهران سفر کند و در مراسم خداحافظی یکی از دوستانش شرکت نماید. خواست دختر با مخالف هایی از جانب پدر و عدم درک او مواجه می شود و همین امر سبب رخدادهای تراژدی ها و آغاز ماجراهای حاشیه ای فیلم می شود. این دختر جنوبی، به نوعی نماینده و راوی معضلات دختران مدرن فارسی و پدران سنتی پارسی می باشد.َ

فیلم از منظر بازیگری چندان چنگی به دل نمی زند. البته در این میان باید بازی فرهاد اصلانی را استثنا قائل شد. اما به طور نمونه، لهجه بازیگران و سکانس های درام فیلم ،با کاستی های احساسی و ایفای نقش، مواجه شده است.

یکی دیگر از انتقاداتی که بر فیلم می توان روا داشت، موضوع غیر متمرکز آن است. از سویی فیلم قصد دارد به تفاوت های نسلی در بین پدران و فرزندان بپردازد و در سوی دیگر ،قصد واکنش های غلط یک برادر را در حق خواهرش روایت می کند. در برخی از سکانس های فیلم نیز به تفاوت زندگی و فرهنگ شهرستان و پایتخت پرداخته می شود. شاید بتوان هر سه موضوع را مناسب برای بررسی در فیلم سینمایی دانست اما فیلم دختر، گنجایش عمیق و فلسفی این سه معضل فرهنگی اجتمایع را در یک ساختار نداشت.

همچنین موضوع فیلم، هر چند موضوعی قابل تامل است اما در واقع بیش از اندازه کهنه و اپیدمی می باشد. موضوعی که امروزه ،بسیاری از دختران جوان راه حل هایی برای برطرف کردن آن یافته اند. همین موضوع حل شده در جامعه ( حداقل در کلان شهرها ) توجه مخاطب را آنگونه که باید جلب نمی کند و ممکن است مخاطب با موضوع فیلم، احساس همدلی لازم را نداشته باشد.

البته شاید این هجمه های فکری من به تازه ترین اثر میر کریمی ،ناشی از توقع بالای فکری به کارهای ایشان باشد. همواره در کارهای میر کریمی ،تفکر و فلسفه ای ستودنی و عمیق موج می زند. فیلم هایی مانند امروز و یا خیلی دور خیلی نزدیک، که فیلم های بسیار عمیق تری از این کارگردان شهیر بوده است، توقع طرفداران میر کریمی را گسترش داده است. آثار گذشته میر کریمی فلسفی تر از اثر کنونی بود. هر چند همیشه نمایش های او رنگ و لعابی فرهنگی و اجتماعی نیز دارد، اما این فیلم آنگونه که باید و شاید نتوانست رضایت بخش باشد.

البته نباید غافل شد که فیلم نکات مثبتی را نیز در خود دارد. برای نمونه می توان به بازی بسیار خوب آقای فرهاد اصلانی اشاره کرد. همچنین، انتخاب ایشان به عنوان پدر دختر بسیار مناسب می نماید.

درباره  موسیقی فیلم، تلفیقی جالب از سازهای کوبه ای جنوبی ( که خود من همواره مبهوت و شیفته آنها بوده ام )، سازهای ملی چون سنتور و المان های غربی چون پیانو را می توان در فیلم شنید. این ترکیب موسیقیایی خود نشانگر تفاوت های سنت و مدرنیته در دو نسل گذشته و امروزی می باشد.

خلاصه کلام آنکه، هر چند این میر کریمی، میرکریمی خیلی دور و نزدیک، زیر نور ماه، یه حبه قند و امروز نیست، اما به رسم هنر دوستی آثار اجتماعی و فرهنگی، می توان آن را تقریباً با ارزش، و نیازمند یک بار دیدن دانست.باید اندکی صبر کرد تا میر کریمی با اثری تازه، فکرها را برای اندیشه درباره یک چالش اجتماعی،فلسفی جلب کرد.

  • امیر (یاشار) شیرین زاده
  • ۰
  • ۰

به طور کلی می توان گفت که ساخت فیلم های کمدی بیش از سایر ژانرها در ایران تولید می شود. این امر دلایل متعددی دارد. فیلم های کمدی راحت تر مجوز می گیرند و دستور سانسور از سوی ممیزی ها برایشان صادر نمی شود. با هزینه کمتری تولید می شوند و تعدادی از بینندگان سینمایی نیز، فیلم های طنز را به فیلم های اجتماعی و انتقادی ترجیح می دهند.

بارکد

متاسفانه طنز در کشور ایران، ماهیت انتقادی و روشنگرایانه خود را از دست داده است. این مهم را هم می توان در صفحات طنز روزنامه ها، کاریکاتورها، سریال ها و فیلم های سینمایی نیز مشاهده کرد.
البته هر از چند گاهی، مهران مدیری هایی، سریالی طنز می سازند. و کارهایی مانند " در حاشیه را رقم می زنند" و قدمی نقادانه بر داشته و بر وضعیت نامناسب تعدادی از بیمارستانها می نالند. اما متاسفانه شاهد هستیم که سندیکاهای مرتبط و مسئولین تند خو، به جای شنیدن پیام طنز، تلخی آن را برداشت می کنند و فوری دستورهایی با محوریت سانسور و عدم ساخت صادر می کنند.
گاهاً نیز، عده ای جان بر کف و کفن پوش دست به اعتراض های مثلاً خودجوش می زنند و آن می کنند که بر سر گشت ارشاد و پنجاه کیلو آلبالو در مشهد آوردند، و یا مانند شهر قم، سینما را به آتش می کشند و این پیام را عرضه می کنند که " همه افکار ناپسند است جز آنچه عده ای اقلیت با رفتاری توهش آمیز خود می پسندند. " این گروهها حتی در میان بسیاری از افراد مذهبی نیز ، منفور و پست شمرده می شوند.
اما گروههای دیگری نیز فیلم می سازند. مانند کسانی که فیلم های تجاری می سازند. و فیلم های بدون کیفیت با ضعف بسیار فیلمانه و کارگردانی را روانه بازار می کنند. با توجه به اینکه بسیاری از این فیلم ها با هزینه های ساخت ناچیز تولید می شود، سود سرشاری را می تواند به جیب تهیه کننده روانه کند. بسیاری از ساخته های رضا عطاران را می توان از این دست دانست.
هر چند، فیلم های طنز مناسبی هم در برخی از مواقع بر پرده سینما رفته است .مانند نهنگ عنبر، مارمولک و .... که بسته به فضای موجود در جامعه دست به نقدهایی قابل تفکر زده است. اما به طور کلی می توان بیشتر فیلم های کمدی ایرانی را ضعیف و یا بسیار ضعیف ارزیابی کرد.
روز گذشته، فیلم بارکد را در سینمای فرهنگ تماشا کردیم. به طور کلی، فیلم بدی نبود و قادر بود که خنده هایی را بر لبان تماشاگر بنشاند.
بارکد، یک فیلم اکشن کمدی است که فیلمنامه آن با کمی خلاقیت از آخر به اول شروع می شود. بارکد زندگی زائل چند جوان را نشان می دهد. هر چند فیلم نقدی جدی را ارایه نمی کرد اما تلنگر های کوچکی را درباره سو استفاده های بالقوه از شبکه های اجتماعی مطرح می کند.
آنگونه که کارگردان فیلم، اقای مصطفی کیایی ذکر کرده اند، تیتراژ بارکد توسط خواننده محبوب رپ و زیر زمینی خوب کشورمان، یاس ساخته و خوانده شده بود. که متاسفانه یکی از شروط اکران فیلم، حذف صدای این هنرمند محبوب از تیتراژ بود.
اما به هر حال، بارکد هم شاید ارزش پر کردن یک ساعت و سی دقیقه وقت را داشت. به همین خاطر، اگر ب دنبال فیلمی خانوادگی و خنده دار برای پر کردن آخر هفته خود را دارید، شما را به تماشای بارکد تشویق می کنم.

راستی، گاهاً لازم است از بودن افرادی در زندگیمان تشکر کنیم. :-)
از حضور شما ممنونم.

  • امیر (یاشار) شیرین زاده
  • ۰
  • ۰

فیلم خشم و هیاهو ساخته هومن سیدی ، یک درام جنایی و عاشقانه می باشد. این فیلم در بخش هنر و تجربه و البته در سالن های نمایشی اندکی در حال اکران می باشد.

مدت های مدیدی بود که سینمای ایران برایم جذابیت زیادی نداشت. حتی این بی میلی به اکران های سانسور شده و گاهاً فیلم های حکومتی، تا آنجایی سبب انزجار شده بود که پس از دیدن فیلم بادیگارد حاتمی کیا، خود را بابت وقت تلف شده شماتت کردم. و حسرت سرمایه ها و حمایت های حکومتی را خوردم ، که فیلم هندی با پول ایرانی می سازند.


بخشی از پوستر فیلم خشم و هیاهو

زندگی به من آموخت که هیچ چیز، از هیچکس بعید نیست. !!

هر چقدر زمان بیش از پیش می گذرد، بیشتر می توان به وضعیت اسفناک هنر و فرهنگ، در این کشور پژمرده که روزی مهد هنر و فرهنگ جهان بود پی برد. اما همواره باید امیدوار بود. و این امید با ساخته های لذت بخش سینماگرانی جوان مانند سعید روستایی و یا هومن سیدی عزیز شعله ور می شود.

آنچه این جوانان کم سن و بلند اندیشه می سازند، جای تعجب و حیرت دارد. چرا که با دست خالی آن می کنند که ده نمکی ها با بودجه های کلان و باد آورده و مجوزهای از پیش صادر شده نمی توانند انجام دهند.

گذشته از حواشی کلام، فیلم خشم و هیاهو از ساخته های آقای هومن سیدی و با بازی خارق العاده نوید محمد زاده و طناز طباطبایی، فیلمی است که ببیننده را تا چند ساعت پس از اکران، درگیر خود خواهد کرد.

در توضیح فیلم و همچنین پوسترهای منتشر شده، جمله ای با مضمون، "هیچ چیز از هیچکس بعید نیست !!!" خودنمایی می کند. و همین امر سبب درگیری بیشتر بیننده با مفاهیم فیلم می شود.

فیلم به طور کلی از چند زاویه ی دید مختلف نقل می شود. و تمامی طرف های درگیر این حادثه، روایت خود را نقل می کنند. در پایان نیز فیلم با سناریوی برداشت شخصی به پایان می رسد و هر کس باید پایان داستان را به آنگونه که خود می پسندد، به پایان برساند. ما سه نفر که فیلم را با یکدیگر تماشا کردیم، هر کدام برداشتی متفاوت از چگونگی اتمام فیلم را در ذهن خود داشتیم.

فیلم از منظر حقوقی و فلسفی نیز، نقدی است بر حکم اعدام و به بررسی مفاهیمی چون عدالت، گناهکاری، عشق، فداکاری، آبرو، وفاداری و .... دارد.

اما شاید نقطه ابهام آمیز فیلم، در نگارش فیلم نامه باشد. این فیلم نامه بسیار شبیه به آنچه در چند سال پیش برای یک بازیگر فوتبال رخ داد می باشد و بنظر می رسد که فیلم نامه از داستانی مستند روایت شده است. هر چند کارگردان و تهیه کننده چنین امری را تایید نمی کنند. یکی دیگر از نقدهایی که می توان به فیلم خشم و هیاهو وارد دانست، عدم تبلیغات و اطلاع رسانی در مورد اکران فیلم است. البته شکی نیست که تخفیفات گسترده و امکانات حکومتی که در اختیار ده نمکی و چندی دیگر است، به هیچ عنوان در دستان توانمندان مستقل دیگران نیست، اما فی الواقع با کمی مصاحبه و تیزهای اینترنتی، پر کردن این خلا امکان پذیر بود.

در پایان برای هومن سیدی، طناز طباطبایی و نوید محمدزاده روزهایی پر کار و خستگی ناپذیر ارزومندم و پیشنهاد می کنم

به دیدن این فیلم پر از خشم و هیاهو بروید تا بدانید که از هیچکس، هیچ چیز بعید نیست !!!

  • امیر (یاشار) شیرین زاده
  • ۰
  • ۰

اردیبهشت 95 شاهد اکران فیلمی زیبا و اثری متفاوت از سعید روستایی هستیم . سعید روستایی که متولد 68 و فارغ التحصیل از دانشگاه سوره می باشد با ساخت اولین فیلم بلند خود توانسته توجه بسیاری از منتقدان و فیلم سازان بنام کشور را معطوف خود نماید. موفقیت فیلم در فروش نیز قابل توجه است. فیلم ابد و یک روز ، از فیلم بادیگارد ساخته آقای حاتمی کیا که البته در ایام نوروز اکران شد پیشی گرفته است.


عکس هایی از فیلم ابد و یک روز ساخته سعید روستایی - امیر شیرین زاده (یاشار)

عکس هایی از فیلم ابد و یک روز، ساخته سعید روستایی


حقیقتاً پس از اتمام فیلم، هر چه در ذهن گشتم که سعید روستایی کیست؟ و چرا تا بحال فیلمی از آن ندیده ام به نتیجه ای نرسیدم. برای همین پس از جست و جو در اینترنت به این نکته شگفت آور برخوردم که سعید روستایی، دست به اولین ساخته بلند خود زده است. فیلمی که به سختی می توان باور کرد اثری از یک جوان 26 ساله باشد. آن هم اثری از یک فارق التحصیل دانشگاه سوره !!! فیلم ابد و یک روز، در جشنواره فجر موفق به دریافت سه جایزه گشته است.

فیلم به طور کلی دارای داستانی درام و اجتماعی می باشد و محوریت موضوعی فیلم نامه نیز بر زندگی یک خانواده پر مشکل در پاسگاه نعمت آباد تهران تکیه دارد. در این فیلم نامه، هر فردی داستان خود را دارد و درگیر مشکلاتی پیچیده و شاید لاینحل می باشد. خانواده ای که با اختلافات زیاد ، فقر ، اعتیاد، و باورهای خرافی شدیدی دست به گریبان هستند. فیلم را می توان از منظر جامعه شناسی و روانشناسی نیز بررسی کرد. برای همین دیدن فیلم را به علاقمندان روانشناسی پیشنهاد می کنم.

فیلم ابد و یک روز،  دارای بازیگرانی بسیار قوی می باشد. نقش ها به درستی انتخاب شده اند و دیالوگ ها واقعاً تامل برانگیز و قابل ستایش است. همچنین بازی فردی آقای پیمان معادی نیز در فیلم جلوه ای خاص را به بیننده القا می کند. موسیقی فیلم نیز با کمانچه نواخته شده است. شاید تنها انتقادی که بتوان به فیلم روا داشت نحوه نگارش تیتراژ پایانی و رنگ بندی آن باشد. این تیتراژ و زنگ بندی اعتبار موضوعی مناسبی با اتمام تعجب آور فیلم ندارد. البته این امر نیز ، از ارزش اثری به ماندگاری ابد و یک روز نمی کاهد.با توجه به این اثر فوق العاده، می توان امید داشت که سعید روستایی عزیز در زمره بزرگانی چون رضا میر کریمی، اصغر فرهادی، جعفر پناهی ، محسن مخملباف و ... قرار بگیرد. و شاهد فیلم های اجتماعی و تفکری دیگری از این کارگردان و فیلم نامه نویس جوان کشورمان باشیم.

  • امیر (یاشار) شیرین زاده