دست نوشته های خودمونی امیر شیرین زاده

آنچه در دیدگاه یک روانشناس جوان و بلند پرواز، به بینش و روانکاوی نیاز دارد.

دست نوشته های خودمونی امیر شیرین زاده

آنچه در دیدگاه یک روانشناس جوان و بلند پرواز، به بینش و روانکاوی نیاز دارد.

نوشتن وسیله ای کارآمد برای تخلیه هیجانات و احساسات فردی است. من نیز از نظر تیپ شخصیتی ، فردی برونگرا و هیجانی هستم. همچنین علاقه زیادی به موضوعات خارج از روانشناسی هم دارم. اینجا را برای نوشته های شخصی ام و تحلیه افکار و هیجانی ام قرار دادم. سالها پیش بزرگی به من گفت: نه خودت را جدی بگیر و نه زندگی را. شما هم اگر اینجا را خواندید نه نوشته های من را جدی بگیرید و نه زندگی شخصی ام را. اگر مایل به خواندن نوشته های علمی و روانشناختی بنده بودید، به سایت مرکز به ادرس DrRavanshenas.com و یا روزنامه آرمان امروز صفحه شانزدهم سر بزنید.

آخرین نظرات

۱ مطلب در آذر ۱۳۹۸ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

این روزها حال کشور خوب نیست. تعداد زیادی از مردم بهت زده یا خشمگین هستند. عده ای دیگر نیز زانوی غم بغل کرده اند. بسیاری نگران آینده کشور از نظر اقتصادی و اجتماعی هستند و به نظر می رسد که دوره جدیدی از فقر و تنگدستی در پیش روی است.

هفته گذشته به یکباره قیمت بنزین سه برابر شد. در حالی که هفته پیش تر وزیر نفت افزایش قیمت و سهمیه بندی را شایعه خواند و از رسانه ها خواست به آن دامن نزنند. نحوه تصویب و اجرای این طرح نیز در ابهام است. تصویب آن بدون رای مجلس صورت گرفت و در اجرا نیز حرف های دوگانه ای زده می شود. بخشی از دولت ذکر می کند که این طرح برای رفع سوپسید و تبعیض علیه اتومبیل داران و مصرف کنندگان بنزین است و قرار است پول عایده به جیب ۶۰ میلیون نیازمند برود. صدای دیگر در دولت اعلام می کند که با کسری بودجه بسیار زیادی روبروست و لازم است برای تامین بودجه مورد نیاز، پول لازم را از جیب مردم برداشت.

متاسفانه اجرای این طرح خشم زیادی را باعث شد و هزاران بانک و مراکز دولتی به آتش کشیده شدند. روایات متفاوت است. عده ای می گویند این کار مردم گرسنه است و عده ای دیگر چنین رفتارهایی را به دست نشاندگان خارجی نسبت می دهند.

متاسفانه هر چه بود و هست، یاس و ناامیدی و خشم، ریشه در این کشور و مردم گسترانیده است و حال مردم خراب تر از همیشه. نمی دانم اینده چگونه می شود ولی من همواره به امید زنده ام و فکر میکنم

روزای خوب میاد....

روزایی که ما همو نکشیم...

دست به دست هم، خشت بزاریم رو هم، 

برای ساخت ایران...

مثل بچگی ها تو دبستان

  • امیر (یاشار) شیرین زاده