دست نوشته های خودمونی امیر شیرین زاده

آنچه در دیدگاه یک روانشناس جوان و بلند پرواز، به بینش و روانکاوی نیاز دارد.

دست نوشته های خودمونی امیر شیرین زاده

آنچه در دیدگاه یک روانشناس جوان و بلند پرواز، به بینش و روانکاوی نیاز دارد.

نوشتن وسیله ای کارآمد برای تخلیه هیجانات و احساسات فردی است. من نیز از نظر تیپ شخصیتی ، فردی برونگرا و هیجانی هستم. همچنین علاقه زیادی به موضوعات خارج از روانشناسی هم دارم. اینجا را برای نوشته های شخصی ام و تحلیه افکار و هیجانی ام قرار دادم. سالها پیش بزرگی به من گفت: نه خودت را جدی بگیر و نه زندگی را. شما هم اگر اینجا را خواندید نه نوشته های من را جدی بگیرید و نه زندگی شخصی ام را. اگر مایل به خواندن نوشته های علمی و روانشناختی بنده بودید، به سایت مرکز به ادرس DrRavanshenas.com و یا روزنامه آرمان امروز صفحه شانزدهم سر بزنید.

آخرین نظرات

۳ مطلب در خرداد ۱۳۹۷ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰
یکم اعتقادامتم با اکثریت مردم فاصله داره ولی ی وقتایی با خودم فکر میکنم که اگر قرار باشه در بهشت یا جهنم قرار بگیرم، کدام جایگاه برای من هست؟
امروز داشتم یکم یوتیوب گردی میکردم. برخوردم به ویدیوهای مایکل. همین مایکل جسون خودمون. 
داشتم فکر میکردم آخه کی دلش میاد این مایکل جکسون رو بندازه توی جهنم؟! هر چند من اگر خدا بودم ( که خیلی خوشحالم نیستم با این وضعیت جهان ) ، مایکل رو بهشتی میکردم. نه فقط بهشتی ها. بلکه ی پنت هوس بهش میدادم اون طبقه های بالا که حسابی حال کنه. ی سیستم صوتی خفن با ی نورپردازی درجه یک هم بهش اختصاص می دادم. با ی سری رقصنده حرفه ای و آموزش دیده!
ولی من که خدا نیستم.شاید تصمیم خدا با من متفاوت باشه و مایکل رو بخواد بفرسته جهنم. هر چند فکر نمیکنم دلش بیاد.
داشتم فکر میکردم اگر خدا بهم بگه آخرین خواسته است در روز قیامت چیه ، اول ی چیز میگم. میگم میشه خونمو بزاری کنار مایکل. حالا هر جا که میره. توی جهنم هم همسایه دیوار به دیوارش باشم راضی ام.
از صبح تا حالا صد بار این ویدیو رو دیدم. پیشنهاد میکنم شما هم ببینیدش . البته رکورد منو در افراط نزنید : 

  • امیر (یاشار) شیرین زاده
  • ۰
  • ۰
چند روزی هست که خبر تجاوز یا تعرض یک ناظم مدرسه به چندین نوجوان در یک دبیرستان پسرانه خبرساز شده. اول اینکه واقعاً از تلگرام و اینستاگرام باید ممنون بود که چنین خبرهایی منتشر میشه و مسئولین بی مسئولیت رو مجبور میکنه که یک واکنش سطحی و مسخره نشون بدن! 
اما گذشته از این موضوع، چند بار باید از یک سوراخ گزیده بشیم؟ چند بار و چند تا از این مارها باید بچه ها و نسل ما را به انواع اختلالات جنسی و انحرافات جنسی دچار کنه تا درس عبرتی بشه؟ واقعاً حل این مسئله اینقدر سخته؟ نمیشه به جای این همه بودجه و مالیاتی که میره جای دیگه، یک بودجه ای اختصاص داد برای بررسی سلامت روان افرادی که در شغل تدریس مشغول هستند؟ نمیشه توی هر اداره استخدامی یکی دو تا روانشناس آشنا با تست های روانشناسی کذاشت که چنین مشکلی پیش نیاد؟ نمیشه یک روانشناس رو در مدرسه گذاشت که اینقدر ارتباط خوبی با نوجوان ها داشته باشه، که چنین مشکلاتی رو بیاد و درخواست کمک کنه؟
خیلی از کسانی که میشناسم ، اصلاً از دوران مدرسه خود خاطرات خوبی ندارن. خود من. یادمه معلم کلاس اول ابتدایی به دلیل اینکه درسم خوب نبود، بارها و بارها سرم داد زد و جلوی جمع تحقیرم کرد. همون معلم حتی یکبار از من نپرسید چرا اینقدر دیکته ات ضعیفه یا درسات رو نمینویسی؟ اگر حتی یکبار با لحنی مهربانانه و با یک والد حمایتگر ازم میپرسید، براش توضیح میدادم که مادرم مریضه و چقدر شرایط سختی رو در خانه دارم. 
بین خودمان بماند ولی بعدها که بزرگتر شدم، مدت ها به دنبال ترمیم اعتماد به نفسی بودم که در کلاس اول ابتدایی از دست دادم! به دنبال ترمیم تحقیر ها و توهین هایی که یک معلم 40 ساله جلوی چهل تا دانش آموز 7 ساله به من میکرد. من 7 سالم بود و تو 40 سالت. من سال اول مدرسه ام بود و تو سال بیستم تدریست!
ی وقتایی به خودم میگم برای یک حرکت نمادین و پس از سالها، برو از اون معلم شکایت کن. نه به خاطر تنبیه اون و یا واقعاً رسیدگی قانون. به خاطر اینکه توجه عده ای را جلب کنیم که چه بر سر این بچه ها می آید. 
ی چیز دیگه هم یادم اومد. یک معلم پرورشی داشتیم سال دوم راهنمایی. بچه ها رو بازجویی می کرد که کدومشون خودارضایی می کنند. 
آهان. ی خاطره دیگه هم یادم اومد. یک معلم هنر داشتیم همون سال دوم راهنمایی. ایشون خیلی شمایل مذهبی داشت. هزاران حدیث در مورد اینکه اگر کسی شهوترانی کند ( شهوترانی واژه ایشان بود. ما بهش میگیم غرایز طبیعی انسان سالم ) ، اجنه و ... به سراغ او خواهند اومد و او را شب ها ازیت می کنند!!! چه شب های استرس زایی رو طی کردم. چرا ؟ چون نوجوان بودم و چهارتا احساس و هیجان جنسی داشتم که نمیدونستم چیه و باید چجوری باهاش کنار بیام! ( بگذریم الانم خیلیا حتی در سنین میانسالی و کهنسالی هم نمیدونن چجوری باید باهاش کتار بیان ).
توی همون مدرسه یک معلم ورزش داشتیم که به اندام های جنسی بچه ها، به بهانه شوخی دست میزد! هر چند خوشحالم که من مصون بودم. البته دلیلیش زنگی خودم نبود. این بود که هیچ وقت با ورزش حال نمیکردم و معمولاً حضور نداشتم. ( این معلم رو آخر سال مدیر اخراج کرد ولی تا آخر سال توی مدرسه بود و کاراش رو هم انجام میداد )

نکته یک : حاضرم تمامی این موارد ذکر شده رو به طور قانونی اثبات کنم. مخصوصاً اون معلم ورزش دوم راهنمایی رو!
نکته دو: از همینجا آمادگی خودم رو برای گذاشتن کلاس مهارت حل مسئله برای مسئولین محترم و نیمه محترم و به ظاهر محترم اعلام میدارم.
  • امیر (یاشار) شیرین زاده
  • ۰
  • ۰

گذشته حل شده

دیروز یک مراجع داشتم که میگفت من گذشته ام رو حل کردم و اومدم پیش شما تا برای ایندم برنامه بریزیم. گفتم خوب چطور گذشته ای داشته اید که به به تنهایی حلش کرده اید? میشه چند تا از اتفاقات سنگین گذشته که حالتون رو خراب کرده و حلش کردید?

شروع کرد به تعریف کردن گذشته اش و تا پایان جلسه گریه کرد. 

اخر جلسه گفتم، اگر میخوای ایندت رو بسازی باید اول گذشته حل نشده، رو درستش کنیم.

گفت من گذشته ام رو حاضر نیستم مرورش کنم، حلش کردم و دفنش کردم.

براش توضیح دادم وقتی اینقدر احساسات و هیجاناتت در مورد گذشته بهمت میریزه، پس چیزی حل نشده و این یک مکانیسم دفاعیه.

امیدوارم دوباره ببینمش. برخلاف چیزی که فکر میکنه، هیهیچ گذشته ای براش حل نشده.

یادمان باشد با دفن کردن چیزی حل نمی شود. 

  • امیر (یاشار) شیرین زاده