دست نوشته های خودمونی امیر شیرین زاده

آنچه در دیدگاه یک روانشناس جوان و بلند پرواز، به بینش و روانکاوی نیاز دارد.

دست نوشته های خودمونی امیر شیرین زاده

آنچه در دیدگاه یک روانشناس جوان و بلند پرواز، به بینش و روانکاوی نیاز دارد.

نوشتن وسیله ای کارآمد برای تخلیه هیجانات و احساسات فردی است. من نیز از نظر تیپ شخصیتی ، فردی برونگرا و هیجانی هستم. همچنین علاقه زیادی به موضوعات خارج از روانشناسی هم دارم. اینجا را برای نوشته های شخصی ام و تحلیه افکار و هیجانی ام قرار دادم. سالها پیش بزرگی به من گفت: نه خودت را جدی بگیر و نه زندگی را. شما هم اگر اینجا را خواندید نه نوشته های من را جدی بگیرید و نه زندگی شخصی ام را. اگر مایل به خواندن نوشته های علمی و روانشناختی بنده بودید، به سایت مرکز به ادرس DrRavanshenas.com و یا روزنامه آرمان امروز صفحه شانزدهم سر بزنید.

آخرین نظرات

۵ مطلب در فروردين ۱۳۹۷ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

مقاومت در برابر خواب

مادرم تعریف میکرد که وقتی چند سال داشتی، بزرگترین کابوس کودکی ات، خوابیدن بود. به محض اینکه میگفتیم بیا بخواب، فوری گریه میکردی و فرار میکردی تا مجبورت به خواب نکنیم. میگفت اگر میخواستیم تهدیدت کنیم که در برابر کار بدی تنبیه ات کنیم، میگفتیم اگر فلان کار را بکنی، باید بخوابی.

این موضوع خواب، هنوز هم برایم یک چالش هست. نمیدونم چرا ولی به محض اینکه یک شب وقت آزاد پیدا میکنم و یا فردا قرار نیست به کلینیک بروم، شروع میکنم به فرار از این خواب. انگار اصلا دوست ندارم هوشیاری بیداری رو از دست بدم و به خواب بروم. هر سری هم فعالیتی جور میکنم. یا در ویکی پدیا شروع به جستجو میکنم یا مشغول نوشتن کتاب و خوندن مقاله میشوم. اگر هم هیچکدام از این کارها را انجام ندهم، پرونده ها رو مرتب میکنم. خلاصه اینکه هر کاری رو میکنم تا نخوابم. 

به هر حال، هر کسی مرضی لاعلاج دارد، منم مرضم دشمنی با خواب است. البته اصلا هم نمیدونم چرا ? فقط میدونم بیخوابی و به هم ریختن ساعت بیولوژیک ردن، برابرای سیستم اعصاب مرکزی و حافظه، خیلی اسیب زاست. منم حالا حالاها با ااین مغز و حافظه کارها دارم.

  • امیر (یاشار) شیرین زاده
  • ۰
  • ۰
همیشه ی ارتباط صمیمی با انیمیشن ها داشتم. حتی اگر اغراق نکرده باشم، میتونم بگم انیمیشن رو بیشتر از فیلم های سینمایی دوست دارم. معمولاً هم تمام اونها رو میبینم و نمیزارم چیزی از دستم در بره. ی جورایی کودک درونم با کارتون رابطه خوبی داره.
امشب فرصتی شد تا انیمیشن COCO رو ببینم. انیمیشن قشنگی هست. گویا اسکار هم برده و جوایز بین المللی زیادی هم نصیبش شده.  داستان بیشتر پیرامون تعصب های خانوادگی و آنچه ممکنه بر سر استعدادهای کودکان بیاورد. البته داستان بیشتر مفهومی مثبت داره. مفهومی عمیق و دوست داشتنی در مورد خانواده. شاید مهم ترین مفهوم دنیا همین خانواده باشد که خیلی ها از داشتن آن ، و یا داشتن نوع خوب آن محروم هستند.
بچه که بودم فیلم پدر خوانده رو خیلی دوست داشتم و بارها و بارها اون رو تماشا کردم. اگر بگم بیشتر از بیست بار، غلو نکردم. توی اون فیلم هم خانواده مفهوم بسیار پر رنگی داشت. 
هر چه هست و نیست، داشتن ی خانواده سالم و پر نشاط، در سلامت روان ما نقش بسیار پر رنگی دارد. خانواده ای که اگر نباشد، و یا اگر نوع مناسب آن نباشد، لازم است در سنین نوجوانی و بزرگسالی، سالیان درازی را صرف اصلاح ناهنجاری هایی کنیم که با داشتن یک خانواده متحد، سالم و با نشاط از دست داده ایم. 
به هر حال، اگر فرصتی در بین دغدغه های زندگی پیدا کردید، انیمیشن کوکو را ببینید و یادی از فراموش شدگان دنیای مرگ کنید.
  • امیر (یاشار) شیرین زاده
  • ۱
  • ۰

بدون تاریخ بدون امضا

امشب به تماشای فیلم بدون تاریخ، بدون امضا رفتم. یه فیلم خوب که با بازی فوق العاده نوید محمد زاده و فیلمنامه ای جذاب، ارزش جایزه های جشنواره فجر را داشت. 

ی جورایی علاقه قلبی به آقای نوید محمدزاده دارم. شاید به خاطر چهره مردی و شجاعی که دارد. همین چند وقت پیش هم، که زلزله کرمانشاه رخ داد، نوید پیش قدم شد. در واقع جایی ک امیدی به حکومت و دولت نبود، ایشان و زیباکلام ها پا پیش گذاشتند.

راستی، فیلم را در سالن سینمایی باغ کتاب دیدیم. سالن خوب و مجهزی بود. هر چند از آقای قالیباف دل خوشی ندارم، اما به عنوان شهردار تهران و گذشته از حرف و حدیث های مرتبط با اختلاس ایشان، مجموعه خوبی را ساخته اند. 

اگر در این یکی دو روز تعطیلی وقت کردید، سری ب باغ کتاب و جذابیت هایش بزنید.

  • امیر (یاشار) شیرین زاده
  • ۰
  • ۰

چند روزی است که در فضای مجازی و خبری کشور، صحبت از فیلترینگ تلگرام می شود. هر چند امیدهای واهی زیادی به خود می دهم که اینها شایعه است و فیلترینگ اتفاق نخواهد افتاد. اما در دلم می دانم که اینقدر تصمیم گیری های اشتباه را شاهد بوده ام، که فیلترینگ تلگرام هم احتمالا یکی از آنهاست.

آقای محترم، نگاهی به وضعیت حجاب بیاندازید. نمیبینید هر چه محدود تر شود، بیشتر گسترش پیدا می کند. نمیبینید کتابهای ممنوعه را با چه تیراژ بالایی و به صورت افست در میدان انقلاب می فروشند? نمیبینید ممنوعیت ماهواره نتوانست دردی از صدا و سیمای نامناسب دوا کند? نمیبینید که کانال تلگرام بی بی سی دو میلیون عضو دارد و کانال تلگرام شبکه خبر تنها هفتاد هزار تا???

این همه "چیز" هست که باید ببینید و نمیبینید.

نکن آقا جان.

 این تلگرام را فیلتر نکن. 

به ما جوانها رحم نمی کنید، به آینده خودتان رحم کنید.


  • امیر (یاشار) شیرین زاده
  • ۰
  • ۰
عید و تعطیلات نوروزی زمان مناسبی برای دیدن فیلم ها و سریالهای مطرح جهان است. که به طبع در راس آنها فیلم ها و سریالهای آمریکای جهانخوار و ستمگر قرار داره. سریال فارگو را یک سال پیش دیده بودم. البته فصل یک و دو آن را. اما از آنجایی که فصل یک بسیار جذاب و دیدنی و فصل دو افت در فضای دیگری تهیه شده بود، چندان خوشم نیامد و لذتم را در دوباره دیدن همان فصل یک جمع کردم و سراغ فصل سوم نرفتم. اما دو روز پیش وسوسه شدم و در یک طرح ضربتی بیست و چهارساعته، کل سریال را تماشا کردم. 
انصافاً سریال خوبی است. علی الخصوص اینکه کارگردان مدعی است اتفاقات فیلم واقعی است. هر چند غلو های محسوسی هم در این جریان وجود دارد. اما به هر حال به نظر می رسد این سریال را باید دید. 
از نظر روانشناسی، شخصیت های وسواسی ، ضد اجتماعی و منفعل پرخشگر را می توان مشاهده کرد. همچنین فیلم با مفاهیمی چون عدالت، خشم، حسرت، انسانیت، سواستفاده و ... به خوبی ارتباط برقرار می کند.
گذشته از مفاهیم و روانشناسی فیلم، چیزی که بسیار ذهنم را درگیر کرد یک مفهوم انتزاعی است. عدالت!. از ابتدایی که انسان دو پا جنگل را ترک کرد و به نوعی تبدیل به نئاندرتال ها شد، به دنبال مفهوم عدالت بوده است. ( شایدم قبل تز ). اما به نظر می رسد در موضوع عدالت بسیار ناموفق بوده ایم. 
در فیلم فارگو ، بر خلاف بسیاری از فیلم های دیگر، متهم ردیف اول که گویا یک افسر بازپرس زمان نازی است، با پول بسیار زیادی از دست قانون و عدالت در می رود و الباقی افرادی که نقش های کمتری داشته اند، هر کدام به نوعی سرنوشت بدی را تجربه می کنند. داشتم فکر می کردم در دنیای واقعی هم تقریباً چنین است. مثلاً شما همین خاوری را ببینید. میلیاردها پول از کشور دزدید و به راحتی در کانادا زندگی می کند. 
تازه دکتر اوحدی میگفت توی یکی از مجله های آلمان عکس پسرش رو زدن به عنوان کارآفرین نمونه !
حتی اگر از حق نگذریم، بسیاری از اتفاقاتی که سبب پیوستن مردم به موج انقلاب 57 شد، همین مفهوم عدالت خواهی و بی عدالتی گریزی بود. هر چند آنچه در عمل می بینیم کاملاً متفاوت است. فعلاً که رانت و مقام و چهره ، جای عدالت و شایستگی را گرفته.
البته کار به اینجا هم ختم نشد و کلی در مورد رابطه عدالت و دین هم فکر کردم. به نظر می رسه بین این دو هم یک رابطه علت و معلولی وجود دارد. گویی اگر این نبود، دیگری پیدا نمی شد و یا خیلی زودتر از این قرن ها رخت بر می بست. مثلاً در کشورهایی که توانسته اند مفهوم عدالت را اجرا کنند می توانیم این را ببینیم. کشورهایی که در اجرای مفهوم عدالت موفق تر بوده اند، کمتر دین گرایی دارند. و برعکس کشورهای جهان سومی که نتوانستند قانون و عدالت را جاری کنند گویی گرایش به سمت دین و علی الخصوص روز قیامت بیشتر است.
نمی دانم. شاید عدالت تنها یک مفهوم انتزاعی و غیر قابل پیاده سازی باشد.
پیشنهاد می کنم فیلم فارگو را با نگرسی به عدالت و انتقام ببینید.

  • امیر (یاشار) شیرین زاده