دست نوشته های خودمونی امیر شیرین زاده

آنچه در دیدگاه یک روانشناس جوان و بلند پرواز، به بینش و روانکاوی نیاز دارد.

دست نوشته های خودمونی امیر شیرین زاده

آنچه در دیدگاه یک روانشناس جوان و بلند پرواز، به بینش و روانکاوی نیاز دارد.

نوشتن وسیله ای کارآمد برای تخلیه هیجانات و احساسات فردی است. من نیز از نظر تیپ شخصیتی ، فردی برونگرا و هیجانی هستم. همچنین علاقه زیادی به موضوعات خارج از روانشناسی هم دارم. اینجا را برای نوشته های شخصی ام و تحلیه افکار و هیجانی ام قرار دادم. سالها پیش بزرگی به من گفت: نه خودت را جدی بگیر و نه زندگی را. شما هم اگر اینجا را خواندید نه نوشته های من را جدی بگیرید و نه زندگی شخصی ام را. اگر مایل به خواندن نوشته های علمی و روانشناختی بنده بودید، به سایت مرکز به ادرس DrRavanshenas.com و یا روزنامه آرمان امروز صفحه شانزدهم سر بزنید.

آخرین نظرات

۲ مطلب در اسفند ۱۳۹۶ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

توی کارم به شدت با یکسری چیزها مخالفم. هر چند بعضی ها ازش نتیجه گرفتن و میگیرن. اما ی جور تعصب خاصی در این بخش بی من حاکم هستش. یکی از این ها، " جملات انگیزشی " هست. 

معمولا اجازه تماس مراجع رو خارج از کلینیک نمیدم. اما خوب همیشه موردهای خاصی هستند که لازمه در دسترس باشی. مثل کسانی که خودکشی ممکنه بکنن و یا روحیه شکننده تر و حساس تری دارن. دیروز یکیشون پیام داده،

 آقا اجازه! ما حالمون خیلی خرابه نمیشه جمله انگیزشی برامون تلگرام کنید !!!!

اولش یکم حالم گرفته شد، آخه دارم به مراجعم یک سیستم عمیق خودشناسی کار میکنم. جمله انگیزشی کار روانشناس های زرد و روانشناس نماهاست آخه. ولی یکم با خودم فکر کردم. دیدم چیزی که حال دیگری رو خوب میکنه و بهش آسیب نمیزنه چرا که نه. با اندکی تامل و تعلل جملات انگیزشی ساختم و براشون فرستادم.

خلاصه اینکه هر چند راز و جملات انگیزشی و .... کارکرد عمقی ندارد اما در کوتاه مدت و مثلا در تعطیلات عید میتونه کمک کننده باشه.

  • امیر (یاشار) شیرین زاده
  • ۰
  • ۰
ی چند وقتی میشه زدم توی کار فیلم های قدیمی! آخه یکم خسته ام و از نظر روحی و روانی کمی افت کردم. راستش این روزها زیاد کار میکنم و احساس میکنم بهم فشار میاد. مخصوصاً آخر سال که میشه به جز مشکلات کاری و دیدن مراجعین، خرید و برنامه ریزی برای سال بعد و هزار تا کار دیگه هم دارم. برای همین یکم شب ها رو برای دیدن فیلم های قدیمی وقت گذاشتم.
حالا اگه میگید چرا فیلم های قدیمی، باید بگم خودمم نمیدونم! یعنی میدونما ولی ی جورایی خواست کودک درونمه. برام جالبه این همه شادی که توی فیلم های قبل از انقلاب بود، یهو با انقلاب 57 کجا گم و گور شد. تقریباً تمامی فیلم های قبل از انقلاب همراه با رقص و آواز بوده! 
ی جورایی انگار سینمای ما به سینمای بالیود و فیلم های هندی شبیه بوده. همه چی شاد، همه چی خوشحال، همه چی با سرانجام خوب! کلی موسیقی و رقص و ....
الان داشتم فیلم یوسف و زلیخا قبل از انقلاب رو میدیم، چقدر جنبه فان و آموزندگی داره. اونم با ی ذره بودجه. نه شهرک سینمایی ساختن براش و نه میلیاردها تومان بودجه دولتی !
همین فیلم جنگ قارون رو ببینید، چقدر مفهوم داره. گذشته از اون چقدر شادی داره.
البته منظور من این نیست که بگم کارهای قبل از انقلاب 57 بهتر بوده، منظورم این است که یک سینمای شاد را از دست دادیم و یک سینمای افسرده را به دست آوردیم.
حال و هوای سینمای قبل از انقلاب، بیشتر به درد مردم افسردگی این کشور میخوره!

  • امیر (یاشار) شیرین زاده