دست نوشته های خودمونی امیر شیرین زاده

آنچه در دیدگاه یک روانشناس بلند پرواز، به بینش و روانکاوی نیاز دارد.

دست نوشته های خودمونی امیر شیرین زاده

آنچه در دیدگاه یک روانشناس بلند پرواز، به بینش و روانکاوی نیاز دارد.

نوشتارهای این وبلاگ، تنها برای تخلیه افکار و هیجانات خودم ساخته شده است. مطالب علمی و تخصصی و همینطور فعالیت های اصلی ام را در سایت زیر دنبال کنید:
www.Shirinzadeh.com

آخرین نظرات
  • ۰
  • ۰
این خونمون رو خیلی دوست دارم. نقلی و کوچولو و جمع و جوره. نه ما به کسی کاری داریم و نه کسی به ما. این بارانا هم که حسابی با حیاط خلوت حال میکنه. چپ میره ، راست میاد میره توی حیاط خلوت یک کش و قوسی میره و برمیگرده. هر چی ام میگم با اون پاهای کثیف نرو روی مبل که گوش نمیده. بگذریم. میخواستم ی چیز دیگه بگم.
وقتی در حیاط ( شایدم حیات) خلوت یا پنجره آشپزخونه رو باز میکنم یک صدای بسیار ناراحت کننده اکثر اوقات میشنوم. این خونه پشتی ما یک خانواده هستن که خیلی ناآروم و پر تشنج هستن. مدام دعوا دارن. یعنی یک چیزی میگم یک چیزی میشنوید. فوش های رنگی زیاد روانه هم میکنن و خیلی سطح تنش در روابطشون بالاست. اما این موضوع اصلاً منو ناراحت نمیکنه. چون فکر میکنم اونها انتخاب کردن که در تشنج زندگی کنن. خوب میتونن برن پیش مشاور و روی مشکلاتشون کار کنن.
اما چیزی که ناراحتم میکنه یک دختر بچه 4 یا 5 ساله ای هست که مدام مورد آزار و اذیت اینها قرار میگیره. به خدا دلم ریش میشه. تا حالا چند بار خواستم برم یک صحبتی باهاشون بکنم بگم به این بچه رحم کنید. هی میگم آخه به تو چه؟ تو اصلاحگر جهانی؟ اگر رفتن گفتن به تو چه چیکار میخوای بکنی. دوباره با خودم فکر کردم زنگ بزنم بهزیستی و طلب کمک کنم. بعد گفتم آخه بهزیستی چیکار میکنه؟ بعدم بهزیستی بیادف بعد که رفت اینها پوست بچه رو میکنن.
باورتون نمیشه . امروز بچه داشت گریه میکرد. با یک صدای ناراحت کننده. التماس میکرد که مامان میترسم در رو باز کن. هیچکس خریدار التماس هاش نبود.
چند روز پیشم میگفت مامان تو رو خدا با من حرف بزن!
اینا رو که میشنوم خیلی ناراحت میشم. اکثر کسانی که میان مرکز مشاوره از همین خانواده های آسیب دیده اومدن. آخه چرا ما توی خونه هامون صد جور کتاب بدرد بخور پیدا میشه ولی دو تا سی در فرزند پروری پیدا نمیشه؟ چرا بعضی ها که تعدادشون کم هم نیست فکر میکنن بچه داری تنها یعنی سکس و زایش !!!
کاشکی ادم ها یک دکمه داشتن که وقتی صلاحیت بچه داری رو ندارن اون دکمه رو میزدی و دیگه باردار نمیشدن و باردار نمیکردن.

  • ۹۷/۰۶/۱۳
  • امیر (یاشار) شیرین زاده

فرزندپروری

نظرات (۱)

سلام

رایگان سایت بسازید و با دیگر سایت ها رقابت کنید و جایزه برنده بشید

​snur.ir

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی