دست نوشته های خودمونی امیر شیرین زاده

آنچه در دیدگاه یک روانشناس جوان و بلند پرواز، به بینش و روانکاوی نیاز دارد.

دست نوشته های خودمونی امیر شیرین زاده

آنچه در دیدگاه یک روانشناس جوان و بلند پرواز، به بینش و روانکاوی نیاز دارد.

نوشتن وسیله ای کارآمد برای تخلیه هیجانات و احساسات فردی است. من نیز از نظر تیپ شخصیتی ، فردی برونگرا و هیجانی هستم. همچنین علاقه زیادی به موضوعات خارج از روانشناسی هم دارم. اینجا را برای نوشته های شخصی ام و تحلیه افکار و هیجانی ام قرار دادم. سالها پیش بزرگی به من گفت: نه خودت را جدی بگیر و نه زندگی را. شما هم اگر اینجا را خواندید نه نوشته های من را جدی بگیرید و نه زندگی شخصی ام را. اگر مایل به خواندن نوشته های علمی و روانشناختی بنده بودید، به سایت مرکز به ادرس DrRavanshenas.com و یا روزنامه آرمان امروز صفحه شانزدهم سر بزنید.

آخرین نظرات
  • ۰
  • ۰

امروز در یکی از کلاسهای دانشگاه بحث بر سر آمار جرم و جنایت در ایران و جهان بالا گرفت. یکی از دوستان مدعی شد که پایین ترین آمار جرم و جنایت در ایران، مربوط به استان قم می باشد. و این امر به دلیل مذهبی بودن بیش از حد این شهر است. عده ای دیگر به این آمار شفاهی معترض شدند و معتقد شدند که پایین ترین آمار جرم و جنایت در استانهای ایران مربوطه به استان یزد می باشد.

بحث ادامه پیدا کرد و به پایین ترین نرخ جرم و جنایت در کشورهای جهان رسید. من مدعی پایین ترین آمار جرم و جنایت در ژاپن بودم و این امر را ناشی از فرهنگ عدم خشونت ورزی و گسترش بودیسم و مدیتیشن در ژاپن عنوان کردم. ( این آمار را از مطالعه کتاب ژاپن امروز نوشته دان ناردو عنوان کردم - که البته گویا چندان هم صحیح نبود. ) یکی دیگر از دوستان به دلیل وجود یاکوزا و خلافکاران سازمان یافته با این آمار مخالفت کرد. و مدعی پایین ترین آمار جرم و جنایت در کشور سوئد و سویس شد. دلیل این دوست بزرگوار وجود اقلیم خاص در کشورهای حوزه اسکاندیناوی بود. اما فردی دیگر مدعی پایین ترین آمار جهانی جرم در کشور ایسلند شد و دلیل آن را هم فاصله طبقاتی بسیار ناچیز و سطح رفاه بالا می دانست. به هر حال این بحث و گفتمان به نتیجه خاصی نرسید چون در آن لحظه به منبع و آماری موثق دسترسی نداشتیم.

اما ذهن کنجکاو و جستجوگر من کار را خاتمه نداد و حتی با گذشت چند ده ساعت از بحث دوستانه مان، باز هم به دنبال یک جواب قاطع می گشتم. بنابر این برای پیدا کردن جواب صحیح این سوال ها دست به دامان بزرگترین کتابخانه جهان یعنی گوگل شدم. اما بزرگترین چالش در پایین ترین و بالاترین کشورهای جهان از منظر جرم و جنایت، تفاوت شاخص های آماری هر کشور است. برای نمونه سایت مرکز آمار سازمان ملل متحد عنوان می کند که در برخی از کشورها رانندگی در حالت مستی را جرم و جنایت تلقی نمی کنند و در کشوری دیگر این کار شدیداً مجرمانه محسوب می شود و یا در برخی کشورها تجاوز و کودک آزاری، جرم تلقی می شود و آمارهای شفافی در این باره منتشر می شود ولی در برخی دیگر از کشورها این امر یک تابو است و سعی در عدم انتشار آمارهای این چنینی می شوند.همچنین در برخی از کشورهای حوزه خلیج همیشه فارس، همجنسگرایی و یا مصرف ترامادول و ... جرم و در برخی دیگر از کشورها این موارد خارج از تعریف جرم است. همچنین در مورد مواردی چون، مجرمانه بودن برخی مواد مخدر ( حشیش ، کوکایین ، الکل ) حمل سلاح، و ... تفاوت های بسیاری وجود دارد.

بنابر این هر چه بیشتر در مورد امن ترین کشورهای جهان و ناامن ترین آنان در خصوص شاخص های جرم و جنایت گشتم با این واقعیت که به طور کلی نمی توان به طور دقیق آمارها را کنار هم چید و نتیجه گیری کرد رسیدم. اما به طور کلی در بسیاری از شاخص های آماری جرم و جنایت ، می توان کشورهای حوزه اسکاندیناوی را امن ترین و کم جرم ترین کشورهای جهان دانست. به نوعی کشورهای سوئد، سویس، و..  ( احتمالاً به دلیل شاخصی های اقلیمی خاص ) کمترین آمار جرم و جنایت را به خود اختصاص داده اند. همچنین کشور ایسلند به دلیل کمترین فاصله طبقاتی نیز جایگاه بالایی را در کشورهای امن جهان داشت.

پس از مطالعه امارهای جهانی، سری هم به آمارهای ایرانی زدم. نکته قابل توجه و البته قدیمی و کهنه، نبود آمارهای صحیح و شاخص گزاری های درست بود. و البته نکته تعجب برانگیز نداشتن آمار به روز  و یا عدم انتشار عمومی آنها بود. در جستجوها یک آمار مربوطه به اواسط سال 94 و الباقی برای قبل از سال 90 بود. که نبود آمارهای به روز خود عامل تفکر و تامل است !!! برای نمونه :

آقای شهریاری که گویا ریاست مرکز امار و فناوری اطلاعات قوه قضاییه را دارد در آمارهای خود در سال 94، تعداد ورود پرونده ها در استان ها را برابر جرم خیزی و میزان ارتکاب جرم و جنایت در هر استان در نظر گرفته است و بر طبق گفته ایشان سه استان ایلام، یزد و تهران دارای بالاترین تشکیل پرونده های جزایی و سه استان سیستان و بلوچستان، هرمزگان و کرمان دارای کمترین تشکیل پرونده و به نوعی کمترین میزان جرم در کشور می باشند. نکته قابل تامل این است که متاسفانه به نظر می رسد آمارهای ارایه شده توسط این مرکز از منظر علمی به درستی مشخص نشده است. باید متذکر شد که اولاً میزان ورود و خروج پرونده نمی تواند معیار درستی برای میزان جرم و جنایت در یک استان باشد و دوماً تعداد جمعیت هر استان محاسبه نگردیده است.

در آمار دیگری که توسط رییس پلیس استان یزد اعلام شده بود و کاملاً متضاد آمار قوه قضاییه است، کم جرم ترین استان های کشور، استان یزد، قم، زنجان و کرمانشاه عنوان شده بود. همچنین در آمار دیگری معاونت انتظامی استان اردبیل از پایین ترین نرخ ارتکاب جرم در این استان خبر داده بود.

آمار بعدی که توانستم در گوگل بیابم مربوط به اظهار نظر فرمانده سابق و ملقی نیروی انتظامی آقای رادان در سال 90 بود. بله درست خواندید . سال 90 !!! آمار جدیدتری از این دو که توسط یک مقام رسمی اعلام شده باشد نیافتم. ایشان به طور کلی عنوان کرده بودند که جرم خیز ترین شهرهای ایران، تهران و البرز است چرا که بیش از یک سوم تماس های دریافتی با پلیس 110 را در کارنامه خود دارد. این آمار نیز گذشته از به روز نبودن یک امر خیلی غیر علمی است چرا که تمامی تماس ها با پلیس 110 مبنای جرم و جنایت ندارد و بسیاری از آنها ممکن است مربوط به تصادفات رانندگی، و یا گزارش های مردمی نادرست باشد. گذشته از این مطلب با توجه به بافت ترکیبی کلان شهرها از بسیاری جهات نظیر فرهنگ، اقتصاد، تفکرات سیاسی و دینی و ... این امر تا میزان زیادی طبیعی به نظر می رسد.

باز هم نا امیدانه در گوگل جستجو کردم و سرانجام به یک آمار در مورد وقوع قتل در کشور رسیدم. این امار مربوط به سال 87 بود !!!

اما این همه نوشتم که بگویم یکی از بزرگترین مشکلات ایران عزیزمان، فرار از واقعیت ها و پاک کردن صورت مسئله است. شاید یکی از مهم ترین و بارزترین تفاوت های کشورهای توسعه یافته با کشورهایی چون ایران در برنامه ریزی و ارایه آمار باشد. باید پذیرفت تا زمانی که برای ندیدن واقعیت ها، آمارها را منتشر نکنیم و یا اصلاً مراکز آماری درست و معتبری نداشته باشیم کار به جایی نخواهیم برد. البته به طور کلی نمی توان مدعی سانسور بود، چرا که بسیاری از ارگان ها و سازمان ها به اهمیت آمار و نحوه استفاده علمی از آن واقف نیستند. مانند آقای رادان ملقی که تعداد تماس را برابر با تعداد جرم و جنایت می دانند. شاید میزان زیادی از عدم انتشار آمارهای صحیح و منظم، ناشی از نداشتن علم آمار و واقف نبودن به اهمیت این مقوله مهم می باشد. هر چند نمی توان نقش خودسانسوری فرهنگی و دینی را در این باره نیز نادیده گرفت.

البته به شخصه معتقدم در چند سال اخیر بهبود بسیاری را در برخی از شاخص های علمی و آماری در برخی از سازمان ها داشته ایم. برای مثال آمارهای مرتبط با اعتیاد دیگر سانسور نمی شود و یا عده ای کم و بیش، شهامت اقرار به مشکلات جامعه را نظیر افزایش بی رویه طلاق و وجود مشکلات و اختلالات جنسی را به خود داده اند. اما به طور کلی :

آنچه مشخص است به شدت نیازمند مراکز برنامه ریزی و آمار گیری معتبر و علمی در تمامی زمینه های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و ... هستیم. ارگان هایی که به طور دقیق آمارهای مرتبط با وقوع جرم و جنایت، ایدز، اعتیاد، فاصله طبقاتی، آسیب های اجتماعی، طلاق، کودکان کار، تجاوز جنسی، خشونت های خانگی و .... را به طور مرتب و به تفکیک هر استان و شهر بررسی و به طور دقیق و شفاف ارایه نماید. واقعیت این است که برای حل هر مشکل و معظلی چه به طور فردی و چه به طور اجتماعی، باید در ابتدا ابعاد آن مشکل و صورت مسئله را به خوبی شناخت. نداشتن آمارهای دقیق یعنی ندانستن دقیق صورت مسئله و به طبع عدم داشتن برنامه و راه حل مناسب برای حل مشکلات پیش رو.

نکته مهم دیگر در این باب، تفکر اشتباه عدم انتشار و گفتمان ها به دلیل عدم هرج و مرج در جامعه و یا به خطر افتادن سلامت روانی جامعه و مردم اجتماع است. متاسفانه عده ای نیز شاید معتقدند که انتشار آمارهایی نظیر آنچه در ذیل ذکر می شود سبب آشفتگی و ترس جامعه می شود. اما به نظر می رسد که انتشار بسیاری از این آمارها سبب هوشیاری مردم در برابر مشکلات و مصایب شده و خود می تواند یک شیوه پرهیزگرایانه و پیشگیرانه ایجاد کند. برای نمونه وقتی آمار صحیح ایدز و یا طلاق در کشور انتشار می یابد، ممکن است سبب هوشیاری بیشتر مردم و رفتاری حساب شده تر در مقوله های فوق باشد. برای نمونه مردم بیش از پیش به مشاوران پیش از ازدواج مراجعه می نمایند و یا در مورد سلامت جنسی خود حساسیت بیشتری را به خرج دهند.

خلاصه سخن آنکه : هر چند در دولت آقای روحانی با احیا مجدد سازمان برنامه و بودجه و همینطور اهمیت بیشتر به مرکز آمار ایران، اقداماتی در جهت آمار و برنامه ریزی در زمینه خاص اقتصادی برداشته شده است ولی باید امیدوار بود که سازمان های مرتبط و تشکل های ذیربط، همانند مرکز ملی آمار ایران، بیش از پیش در استفاده علمی از آمار و انتشار آن به طور مرتب اهتمام ورزیده و در پی برنامه ریزی با استفاده از آمارهای واقعی در پی سایر مباحث برآیند. همچنین می توان با تاسیس مرکز ملی آمار فرهنگی و اجتماعی، زمینه ارایه آمارهای شفاف و کاربردی و همینطور برنامه ریزی های بیشتر را در تمامی مباحث حساس فرهنگی، اجتماعی برپا کرد.

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی